متنازع فيه ما بين دولت خويش و دولت پ روس در باب ناحيهء نفشاتل « 1 » كه پادشاه پ روس سعيهاى جدّانهء ما را طالب بوده است . بدينوسيله خوشبخت خواهيم بود در رفع نقار عمده كه مىتوانست بخطر كليه بيندازد استراحت يروپ را . و پارهاى گفتگوهاى اختلافآميز در خصوص افلاق و بقدان « 2 » است ان شاء اللّه تعالى او نيز در مجلس كنفرانس سفراى دول متحابه با عقل و كفايتى كه دارند قرار درستى داده به اصلاح خواهند آورد .
اين است صاحبان من خلاصهء كارهاى ما و من مىتوانم اينجا تمام بكنم بيانات خود را ، ولى بسيار فايدهمند تصور مىكنم و غنيمت مىشمارم اجتماع وكلاى ملت فرانسه را كه بايد ملاحظه بكنيم با اتفاق شما حالات حالى خودمان را كه هستيم ، و حالات آتيه را كه خواهيم بود . ما نداريم مگر اسباب خوبى فراهم آمده و با كمال تكميل تركيب و ترتيب داده شده ، و ما نداريم مگر بيرقهاى با شرف و افتخار افراشته كه الهام مىكنند حركتهاى راست و صادقانه . در ابتداى قانوننامهء عامهء اصلى ما نوشته شده است كه دولت بايد با صداقت و راستى بدست آورد همهء آن اسبابى كه موافقت بدهد قلوب را و قوت بدهد عقول را ، و بايد دشمن بگيرد صرف علوم نظرى را در غير اين ، و درصدد قلع موادى باشد كه ممانعت مىنمايند دولت را از اسباب پيشرفت و ترقى خود .
من تصديق نمىكنم قدرت دولتى را كه منظورش در تحصيل اسبابگذارى زود زوال باشد . و اعتقاد ندارم به وجوهات فريبنده
هامش
( 1 ) -Neufchatel( 2 ) - رجوع شود بذيل صفحهء 105 - در اصل : افلاغ و بغدان .