و هركدام از اين سه مرتبه نصفى در قسمت نظام و نصفى براى صاحبمنصبان بود . و آنچه قسمت صاحبمنصبان بود مثل حجرات مدارس ايران خانهبخانه تعمير و براى هركدام موافق نمره اطاق مخصوصى و در هراطاق آنچه اسباب لازمه و ضرورى يك نفر صاحبمنصب از تختخواب و ميز چيزنويسى و ظروف دست و روشورى با ظرف صابون و مسواك و شانه با دستمالهاى كتان متعدده دست و رو خشككن با آئينهء بزرگ بدننما ، و از هراطاق پنجرهاى به دريا باز بود .
و در مرتبه سيّم در سر كشتى يكدست عمارت كه عبارت از پنج تا اطاق توى اندر توى مخصوص ژنرال كشتى بآنطورى كه آرايش اطاقهاى شهرى فرنگستان بود آن اطاقها نيز به همان تركيب آرايش شده بود .
بعد از گردش همه مراتب كشتى جناب ايلچى وارد اطاق مخصوص ژنرال گرديده ساعتى مشغول صحبت شدند . زن ژنرال در آنجا بود سفارت كبرى را پذيرائى كرده لوازم مهماندارى را به عمل آورد و با جناب ايلچى كبير مشغول صحبت و تفتيش اوضاع راه و رسم ايران گرديد . و اين كشتى طولا دويست قدم و چيزى ، و عرضا بيست و پنج قدم و از قرار تقرير جنرال در هنگام سفر موازى يكهزار و پانصد نفر توپچى و يكصد و يك عرّاده توپ با جميع ما يحتاج و آذوقهء شش ماهه حركت مىدهد .
در كشتى سلطنتى
از آنجا خداحافظ كرده بيرون آمدند و داخل كشتى مخصوص خود پادشاه انگليس شدند : چه كشتى عمارتى بود كه همهء بناهاى لازمه را داشت ، و در زينت و آرايش همهء اطاقهاش منقّش و مذهّب و خيلى دلنشينتر از عمارات شهرى سلاطين و براى پانصد نفر جاى نشيمن بود . و همهء اطاقها هركدام مختص بيكى از خانوادهء سلطنت و عمله