آب مىگرفت روى هم چيده بودند . و يك سمت تنورهاى بزرگ نانپزى از آهن بود ، و يك سمت آشپزخانه بود كه براى هزار و پانصد نفر غذا پخته مىشود . و سكنهء آنجا را دههبهدهه قرار داده و مخلفات و آذوقه هرده نفر و جاى خواب آنها را قسمت كرده بودند ، و براى هرده نفر پنج قابلمه داده بودند .
وسايل زندگانى ملوانان انگليسى
اول قابلمهء ظرف آبخورى بود كه آب يوميهء ده نفر هرروز يك دفعه داده مىشد . دوم قابلمهاى بود كه آب گوشت و آش از آشپزخانه مىآوردند . سيّم قابلمهاى بود كه بشقابهاى غذاخوريشان در آنجا بود .
قابلمهء چهارم براى اسباب چاىخورى بود كه روزى دو دفعه چائى مستمرّى دارند . پنجم قابلمهء كوچكى داشتند براى نمك و فلفل و آلات ديگر . و همه از مس پاك و صاف و مثل نقره مىنمود .
و هركدام از اين سربازها يك كيسهء مشمّع براى رخت و لباس و يك عدد گهواره براى خواب داشتند كه در سقف كشتى با قطار ميخهاى آهنى زده و در ساعت معينى طبل اخبار كوبيده همه همان ساعت گهوارهها را در جاى خود با رديف قايم نموده مىخوابند ، و صبح نيز با اخبار طبل برخاسته گهوارهها را جمع نموده موافق نمره به انبار مىگذارند . و اين سه مرتبه هركدام رختشورخانه داشت كه زنهاى چند شب و روز مشغول شستوشو و اتو كشيدن بودند . و هركدام از اين مرتبههاى كشتى مريضخانه و در وسط كشتى دفترخانه و كتابخانه داشتند . و همهء اسباب نوشتن و خواندن در آنجا موجود و فراهم بود . هركس مشغول هرخدمتى كه هست هرروز ساعتى در آن دفترخانه مشغول خواندن و نوشتن مىشود و بهركس هركتابى كه لازم مىشود گرفته و خوانده بعد باز به كتابدار مىسپارند .