تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧

وصف آسانسور

و از قبيل تسهيل كارها يكى اين بود كه در مرتبهء اول صندوق مربّع بزرگى تعمير و واسطهء صعود و نزول اسباب از پائين به بالا و يا بالعكس قرار داده بودند . بعد از آن كه مرتبهء پائين را مشاهده نموديم همهء سفارت وارد آن صندوق اطاقى شده در طرفة العين خود را در مرتبهء دومى و سيّمى مىديديم . و اين صندوق براى حمل‌ونقل است و بدون اينكه كاركنان آن كارخانه طى دالانها و پلكانها نمايند ، بميان صندوق چون اطاق جمع شده بواسطهء آن صعود و نزول مىنمايند . و چيز غريبترى هم مشاهده شد اين بود كه بكارخانهء چيت‌سازى وارد شديم كه بچه‌هاى زياد مشغول خورده‌كارى بودند ، و كارخانه خيلى بلند و چهار مرتبه بود و در صعود و نزول از مرتبهء اول تا بمرتبهء چهارم البته نزديك بيكصد پله و چندين دالان فاصله بود ، به جهت حركت زود اين بچه‌ها از مرتبهء بالا درخت ناومانندى ساخته و توى آن را صيقل داده از اين چند مرتبه گذرانده بودند ، در هريكى از اين تپه‌ها كه چهل و پنجاه نفر بچه بودند ، در وقت كار در اين مرتبهء اول اين بچه‌ها در ميان اين ناو خوابيده و سريده در طرفة العين بمرتبهء پائين سرازير مىشدند . در ميان اسبابى كه در آن كارخانه جبه‌خانه ساخته و غرابتى داشت ، توپ اختراعى بود كه مىگفتند شش هزار قدم ، و تفنگى بود كه دو هزار قدم خواهد زد ، و هنوز اين توپ و تفنگ امتحان نشده بود ؛ ولى قطعى بود همين كه اراده نمودند خواهند ساخت . و هركدام از اين كارخانه‌ها دفترخانه در دم درب دارند كه مخارج و مداخل يوميه در آنجا ضبط و در حين ورود و خروج هركه و هرچه باشد مىنويسند . خاصه كسانى كه از قبيل سيّاحان مشهور و سفراء و معارف بعزم تفرّج