تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
مشغول چائى و قهوه خوردن شدند . من اندكى به خود جرأت دادم كه پنج سال است عمرى در فرنگستان بسر برده و همهء عمارات عاليهء سلاطين روس و فرنگ و انگليس را مكرّر گردش و تفرّج نموده در يك عمارت بلور اينقدر بهت و حيرت چرا ؟ آهسته برخاسته خود را از اجزاى سفارت كنار كشيده و قلم و كاغذ را بدست گرفته مصلحت آن دانستم كه از وسطى كه ايستاده بودم به خط مستقيم ، خود را بمنتهاى عمارت رسانيده از سر گرفته بتفصيل گردش نموده و بنويسم . به همين خيال تا سر عمارت تماشاكنان رفتم . در آن سر عمارت قهوه‌خانه و جمعيتى مشغول اكل و شرب بودند . برگشتم ابتدا به نوشتن كردم در جلو آن قهوه‌خانه از بلور حوضى به نظر درآوردم ، هرچه خواستم تركيبى به اين حوض قرار داده چيزى بنويسم ممكنم ننمود ، همين‌قدر كه حوض مطوّل ، بقرار يكصد قدم طول ، بتركيب غريبى تعمير شده بود . خود حوض از سنگ مرمر و پاشويهاش از بلور و فوّاره‌هاى بلور در اطراف موضوع ، و در وسط حوض فوّارهء بسيار بزرگى و قطورى از بلور كه به قدر سه ذرع ارتفاع ، و از كمر اين فوّارهء دوشاخه چون دو بازو جدا شده در سر هرشاخه گلدان بلور بتركيب طشت بزرگى واقع و مملوّ از گلهاى الوان بود . و همچنين بالاتر از اين دوشاخه در سر فوّاره نيز گلدانى به همين تركيب نصب ، و در بالاى آن گلدان قبّهء معلّقى قرار داده بودند كه آب فوّاره نموده و خيلى بلند رفته از سر آن قبّه دوره افشان مىشد . و همچنين اطراف حوض از تمثالهاى وحوش و انواع و اقسام طيور مصنوع بود كه از همهء سوراخهاى سر آنها آب فوّاره مىنمود . در يمين و يسار