بيرون آمدن از كارخانه جمعيتى كه بتماشا ايستاده بودند همه به آواز بلند سلام داده خوشآمد مىكردند و اظهار انبساط و خوشحالى مىنمودند .
بعد از گردش كارخانهها تكليف بديدن كارخانهء شراب شامپى « 1 » كردند .
دستگاه عظيمى در آنجا مشاهده آمد بناى گردش را گذاردند ، ابتدا به انبارهاى بسيار عريض و طولانى كه خمهاى شراب چندين هزار با قطار چيده بودند ، بعد به محل ديگر ورود شد كه عملهء زياد شراب را به شيشهها مىريختند و دهانش لاك مىنمودند ، و در چند زيرزمين ديگر جمعى مشغول ساختن شراب شامپى بودند .
و از آنجا عبور نموده بكارخانهاى وارد شدند كه هرنوع پارچهء پشمينه كه بافته بودند به نظر جناب معزىاليه رسانيدند . و پس از گردش كارخانهها بديدن كليساى آنجا - كه از بناهاى قديم و مشهور و از آثارهاى ديدنى فرانسه بود - رفتند . و هنگام غروب مراجعت به منزل گرديد و آن شب را رؤساى آنجا جناب سفير را بمهمانخانهء شهر كه عمارت بس عالى و مجلس عيش نجباى شهر است براى شام دعوت كرده بودند . نيم ساعت از شب گذشته رؤساى آنجا با كالسكهها در منزل سفارت كبرى حاضر بوده با كمال احترام و اعزاز بالاتفاق روانهء مهمانخانهء شهر شدند .
و جلو آن عمارت ميدان وسيعى بود كه چراغان بزرگى در اندرون و بيرون عمارت ترتيب داده و جمعيتى زياد براى تماشا ايستاده بودند ، و كشيش بزرگ آن شهر نيز كه در ميان اهل آنجا بسيار محترم بود طالب ملاقات جناب ايلچى كبير گرديده در آن مجلس حاضر بود ، با جناب معزىاليه بناى صحبتهاى شيرين گذاشت ، و زياده بر ملاقات جناب ايشان
هامش
( 1 ) - شامپانى .