از تجار معتبر و مشهور آنجا كه « 1 » در خارج شهر منزل داشت از جناب ايلچى كبير وعدهء ناهار گرفته بود حسب الوعده همراه رفقا به كشتى بخار نشسته از رودخانهء سن گذشته به منزل تاجر مزبور وارد شدند .
مشاراليه عمارت و باغى در سر تل و محل خوشمنظرى كه به رودخانه نگاه مىكرد با كمال نظافت و ترتيب تعمير كرده كه از جمله مكانهاى دلگشا و بسيار شايسته بود . بمحض ورود با كمال انسانيت و بشاشت سفارت كبرى را پذيرائى كرده لوازم مهماندارى را كما ينبغى به عمل آورده آن روز را در آنجا بسر برده و عصرى مراجعت به منزل نمودند .
و اين شب نيز معارف روآن قريب بهشتاد نفر در سر ميز شام حاضر بودند ، و تدارك شام بس شايانى ديده شده بود . مقارن دو سه ساعت مجلس شام طول كشيد . از صحبتهاى خلوصيت و خصوصيتآميز و استعداد و شايستگى اهل ايران ذكر مىشد . و فرداى آن روز بتفرج بناهاى بزرگ و قديم آنجا رفته بعد از ظهر مراجعت به پاريس نمودند . تفصيل اين سفر جناب ايلچى كبير و احترامات اهالى آن دو شهر و صحبتهاى جناب ايلچى كبير را در آن مجالس و ميل دولت عليّهء ايران را بمراودهء يروپ و اهتمامات دولت ايران را در اخذ صنايع و تربيت ملت و طالب ترقى بودن و تدقيقات و تحقيقات جناب امين الملك را در جستجوى همهء مطالب در روزنامههاى فرانسه بسط و تحرير داده بودند .
هامش
( 1 ) - از « انعامى شايسته تا آنجا كه » مأخوذ از نسخهء ب است ؛ ظاهرا اين قسمت در استنساخ نسخهء الف افتاده است .