خود پاريس هم ، هرشب اين هنگامه خالى از حيرت نخواهد بود . براى است ، كه اكثرى از تماشاخانهها و قهوهخانهها و مهمانخانهها در اين كوچه است ، و جميع اين كوچه سراسرى بازار و دكاكين و همه مملو از چهلچراغها و ديواركوبها و پنجشاخهها و لامپها و انواع [ و ] اقسام اسباب روشنائيها و غرفات بناهاى جنبين اين كوچه نيز در تلألؤ و روشنائى ، و البته بىاغراق در اين يك كوچه در دو طرف گذرگاه و غرفات بالا و پائين زياده از پانصد هزار اسباب روشنائى هرشب در لمعان است ، و البته سامعين را يقينا به نظر اغراق خواهد آمد و البته بگويم جرأت كرده ميتوانم « 1 » يك مليان « 2 » در اين كوچه فقط اسباب روشنائى است .
كسانى كه پاريس را ديدهاند هيچ اسناد دروغگوئى به من نمىتوانند بدهند ، براى اينكه البته در اين كوچه بيست و سى باب فقط قهوهخانهء بزرگ و مشهور ، و از جمله يكى قهوهخانه مشهور به پاريس « 3 » است كه هرشب دو هزار و پانصد اسباب روشنائى روشن است . و البته ده هزار كالسكه هميشه در اين كوچه در تردّد است كه هركدام يك جفت فانوس الوان در جلو دارند . و اين كوچه قطعنظر از روشنائى بازار و دكاكين و خانههاى مرتبهبمرتبه و بناهاى ساير سراسرى ، دو رديف درختزار و يك در ميان ستون منبّت چدنى نصب و در سر آن فانوس بزرگى از آئينه وضع شده و مثل زنجير آتش از دو طرف سراسرى كشيده شده و اين فانوسهاى الوان جلوى كالسكهها مثل موج آتش در وسط كوچه متحرك است .
هامش
( 1 ) - در اصل چنين است .
( 2 ) - به معناى يك مليون و ظاهرا تلفظ انگليسى اين كلمه است كه در زمان قاجاريه ، در ايران رايج شده است .
( 3 ) - كافه دوپارىCafe de Paris.