مىگردانند و اين حجلهها به انواع [ و ] اقسام زينتها مزيّن گشته .
حجلهء اول بلاتشبيه مثل حجلهء دامادى جناب قاسم ساخته شده و آرايش گرديده با پارچههاى حرير و زرى ، و پوشش خود حجله از مخمل گلى با ريشهها و قوتاسهاى « 1 » مطلّا است و پردههاى بيرقى چند كه هركدام منسوب بيكى از ممالك يروپ است به اطراف حجله نصب شده است ، و چند دختر از قصابان با زينت و آرايش كامل در اين حجله نشاندهاند .
دختر اول لباس حرير سبز پوشيده و در سرش تاجى از گل و منسوب به خود فرانسه است ، دختر دوم با لباس حرير آبى علامت انگليس است ، دختر سيم با لباس ليموئى منسوب به روس ، دختر چهارم با لباس سفيد منسوب به مملكت پ روس ، و در وسط حجلهء منبرمانندى گذاشته و سه دختر در روى آن نشانده كه هركدام منسوب بيك ستاره كه همهء منبر و دخترها آرايش به گل سورى گرديده است ، و دو نفر دختر بالاى آنها نشسته و هركدام حربه [ اى ] در دست گرفته يكى از آن دختران منسوب به صلح و ديگرى علامت بركت است ، و دو نفر دختر ايضا در عقب آنها نشسته يكى لباس قرمز و ديگرى زرد منسوب به دولت عثمانى و اتريش است ، و هركدام از اين دختران تاجى از گل سورى در سر و اسلحه [ اى ] از آن دولتى كه [ بدان ] منسوب بود در دست داشت .
كارناوال عيد
و از براى هرگاوى نيز حجلهاى آرايش گرديده با شاخ و برگ گل بود ، و در عقب اينها حجلهء ديگر مملو از جماعت مقلّدين كه هركدام لباسهاى مختلفهء مضحك پوشيده و هركدام اسبابى از موزيك و سازهاى
هامش
( 1 ) - قوتاس و قوتاش صورتى است از كلمهء قطاس و آن حيوانى دريائى است مانند گاو كه دم آن را بر گردن اسبان و بر سرهاى علم بندند ( فرهنگ نفيسى ) .