نمود ، و فردافردا احوالپرسى از اتباع سفارت كرد . چون اكثرى از آنها را فرانسه دان ديد ، بسيار شكفتهخاطر گرديده ، قدرى نيز با آنها صحبت نموده و عذرخواهى كرد كه : زياد شايق هستم كه در خدمت شما باشم ، ولى چون خستگى راه را داريد زياده بر اين مصدّع نمىشوم ؛ رفت .
بعد از آن حاكم شهر آمد چون در اثناى شام بود سرپا احوالپرسى و تعارفات به عمل آورده مراجعت نمود . همان شب را در شهر ليون مانده ، قبل از طلوع صبح از منزل حركت كرده ، بسر راهآهن رسيده سوار شده ، روانه گرديدند . از شهر مزبور تا پاريس يكصد فرسخ مسافت است . باز تا وقت ناهار همراه جمعيت روانه بوديم . بعد از ناهار كالسكه سوارى سفارت را سوا نمودند ، با جمعيتى كه تا شهر همراه بودند ، روانه كردند .
تعجب ايرانيان از آبادى كشور فرانسه
در مدت اين دو روز از مارسيل تا شهر پاريس كه تخمينا دويست فرسخ مىشود ، هرچه ملاحظه شد كلا عجيب و غريب ، و هرچه مشاهده گرديد عموما حيرتآور بود . اولا : اين دويست فرسخ همه به نظر مثل يك شهر آمد ، زيرا كه اين مسافت بهم متصل دهات و قصبچهها و شهرهاى داير و آباد است . و در اين مملكت زمين بسيار كم ، و آدم متمول زياد ، يك وجب جا بىصاحب و لم يزرع پيدا نميشود . و هرچه دهات و باغات و خانهها ساخته شده ، همه به يك اندازه و يك قرار ترتيب گرديده است ؛ زيرا كه درين ولايت هيچكس خودسر نميتواند بنائى بسازد مگر به اذن دولت و موافق نقشهء معماران دولتى . آنست كه هردهى و هرشهرى و هرباغى و هرزراعتى و هرشهرى و هرراهى ساخته مىشود ، همه بطرح معماريست . اين صحرا و اين مسافت همه آبادانى ، و باغات و زراعت كلا با ميزان كاشته شده [ است ] . طرح و وضع زراعت و تخمافشانى و مجراى