دريغ از نان و نمك
ولى مردان و رجال دولت عثمانى باوجود اينهمه خصوصيتهاى سابقه و لاحقه جاى بسيار تعجب است كه براى ايلچى كبير و محترم دولت همسايهء دوست خود [ يك ] خوشهء انگور و يك دانهء سيب هم تعارف نكردند ، و طعم نمك خود را نيز در سفرهء خود دريغ فرمودند . و حال آنكه سالهاى سال است كه سفراى دولت عثمانى به دولت علّيهء ايرانى تردّد مىنمايند ، در عرض راه و در همهجا تعارف و انسانيت مشاهده كردهاند ، و نان و نمك همهء اولياى دولت ايران را چشيدهاند . بارى دنيا همهچيزش در افراط و تفريط است . اگر نامهربانيهاى ملت عثمانى نمىشد شايستگيها و مهربانيها و انسانيت ملت فرانسه معلوم نميگرديد .
حركت از مارسى
خلاصه روز چهارم از شهر مارسيل هنگام صبح حركت كرده وارد عمارتى كه مخصوص راهآهن در كنار شهر واقع بود رسيدند « 1 » . و كالسكهء مخصوصى كه نشيمن دوازده نفر و دوتا گوشواره داشت - كه هريكى نشيمنگاه چهار نفر و هزار نفر و هزار بار آراستهتر از اطاق يك نوداماد بود - براى سفارت آماده و گرم نموده بودند ، و طريقهء گرم كردن هم اينطور بود : چون اطاق كالسكه از چوب و گرفته شده بپارچهء حرير بود آتش گذاشتن آنجا با حركت تند كالسكه مخالف بود ، لولههاى چندى از آهن ساخته و آنها را به قاليچههاى فرنگى دوخته و آن لولهها را پر از آب داغ نموده ميان كالسكهها ميگذارند ، و در زير پاى آدمها است ، هروقتى كه آبها سرد شد در منزلها عوض مىكنند ، و با هواى آن لولهها كالسكه گرم مىشود و نوكران را نيز نشيمنگاه عليحدّه تعيين شده . و اسبان
هامش
( 1 ) - در اصل چنين است و صحيح آن « شدند » است .