يادگارى سفير ايران براى خانم روسى
عجبتر اين است در چاپارخانهء سيّمى كه منزل شب بود عرّابه « 1 » [ اى ] از عقب رسيد مملو از غذا كه خانم معروضه فرستاده و سفارش كرده بود ، چون اين تدارك براى ايشان ديده شده بود صرف آن را بىوجود ايشان گوارا نديديم . مقرب الخاقان محمود خان پنج تومان انعام براى آورنده و قاليچهكار كردستان خوبى كه مرغوبتر و سنگينتر از يك طاقهء شال كشمير بود ، براى خانم يادگار ايرانى فرستاد . در رهگذر زنى بود بىسابقه و بىلاحقه ؛ نه دوستى ملتى داشت و نه چشمداشت تعارف ، اينطور انسانيت خود را بظهور رسانيد ، منتها ده بيست تومان خرج كرد و يك كرور مايهء نيكنامى براى خود بيادگار گذاشت « چه مردى بود كز زنى كم بود » .
همهء ملت روس باوجود اينكه حق گرفتن خرج نداشتيم از پطربورغ تا سرحد ايران كه قريب چهارصد فرسنگ است در همهء شهرها و قصبچهها و اكثرى « 2 » از منازل قبول گرفتن پول ننمودند . پيش از رسيدن به منزل در هرمنزل شيرينى در روى ميز ترتيب داده شده ، و چائى با نانهاى مخصوصهء چائى آماده بود ، و شام و ناهار بسيار پاكيزه موجود و حاضر داشتند . فى الحقيقه دولت و ملت روس در مراعات رسوم احترامات و تشريفات و پذيرائى سفراى كبار و مأمورين سايرهء دولت عليهء ايران كمال مراقبت و مواظبت را به عمل آورده ، در قواعد مهماندارى و مهماننوازى شايستهء شأن بزرگوار خود رفتار نموده ، و در خرج و اخراجات دربارهء آنها بهيچوجه خوددارى و مضايقه ننمودهاند .
هامش
( 1 ) - در اصل : عرّاده .
( 2 ) - رجوع شود به صفحهء 52 .