اگر پنجاه ذرع گودى داشته است . و هرجا كه بلندى داشته است كاويده همواره نمودهاند . راهها تا چشم كار مىكند خيابان و راست ، هرجا كه كمر و دامنهء كوه است كاويده و تراشيده با زمين برابر نمودهاند ، اگرچه همه سنگ بوده است .
و هرمعبرى كه از كوه ميگذرد سوراخ نموده راه را گذراندهاند ، و البته هيچجا اين راه كمتر از دوازده ذرع پهنايى « 1 » نخواهد داشت ، زيرا كه گذرگاه و راه كالسكهء بخار را اينقدر مسافت لازم است . در حكم اينها تراشيدن و كندن و بريدن سنگ و خاك و چوب على السويه به نظر درآيد .
اعداد فراسخ را در كنار راه ستون سنگى نشانده و حك نمودهاند . و راههائى كه بر راست و چپ جدا مىشود و بهرطرف كه سوا ميگردد همه را در سنگها نوشتهاند كه فلان راه بكدام سمت شهر ميرود .
راهآهن فرانسه
از همه عجيبتر كالسكههاى بخار است كه اطاقهاى خوب و نشيمنگاههاى مرغوب و بسيار راحت ، مهار يكديگر بهر سمت و بهر ولايت چون تير شهاب سارى و على الاتصال در كار و جاريست . اوضاع اين كالسكههاى بخار و وفور اسباب و احتشام و مخارج و مداخل آن خيال انسان را گم [ ميسازد ] و همه حيرتآور است . اوقاتى كه كمترين چاكر در سفارت پطربورغ بود ، مخارج راهآهن آنجا تا مسكو كه كمتر از يكصد فرسخ است ، مبلغ سيصد و شصت كرور منات ، چيزى كم و زياد مذكور و مشهور بود ، و اين مسافت از شهر مارسيل تا شهر پاريس قريب دويست فرسخ ميگويند . وانگهى در فرانسه راهآهن بهمهء ممالك باز است ، و اينهمه راهها كلا در دو سه فرسخى براى راهآهنى عمارتها و باغچهها
هامش
( 1 ) - اصل چنين است .