من در ملاقات ايلچى كبير سودى نبخشيد ، و آخر الامر لابد شدم كه اولتيماتوم سابق را برحسب خواهش و اصرار جناب ايلچى كبير بموجب اعلام مورخهء سلخ ربيع الاول 1273 قبول نمايم ، و جناب ايشان هم در رفع مشكلات فيما بين اظهار عدم اختيار نمودند ، ديگر از توقف من در اسلامبول اميد فايده باقى نماند .
اگر جناب ايشان از روى انصاف ملاحظه نمايند ، تصديق خواهند كرد كه مراتب اهتمام و خيرانديشى خود را در اصلاح برودت فيما بين دولتين بدرجهء كمال رساندهام . و از حدّ مأموريت خود بمراتب تجاوز كردهام ؛ زيرا كه همان اولتيماتوم را كه دولت انگليس بتوسط خان مصلحتگزار به طهران فرستاده بود ، باوجود اينكه از جانب دولت ايران رد شده بود ، من محض رضاجوئى دولت انگليس برحسب اصرار ايلچى كبير قبول نمودم .
حال كه اختيار من به آخر رسيده است ، و بواسطهء قبول چنان تعهد ، مقصود اصلى دولت انگليس را به عمل آوردم ، و از طرف ايشان در مقابل اقدامات اينجانب بهيچوجه همراهى نشده ، لهذا لابد هستم كه مضمون آن اعلامى كه بتاريخ پنجم شهر ربيع الثانى 1273 به ايلچى كبير نوشتهام بخاطر ايشان بياورم ، و مجددا اظهار بدارم كه من موافق همان اعلام خود رفتار خواهم كرد ، ولى در حالتى كه چنان خبرى كه مايهء اميد فايده باشد از جانب جناب ايلچى كبير انگليس به اين جانب برسد .
11 شهر ربيع الثانى 1273
سواد كاغذ آخريست كه جناب امين الملك به ايلچى كبير انگليس نوشته و جميع تعهداتى كه سابق نموده بود باطل و كان لم يكن انگاشته و سواد عليحده نيز بهمهء سفراى دول متحابه مقيم اسلامبول نوشته و حالت خود و تشدّد ايلچى انگليس را بيان نموده است
اگرچه تا به حال ميل اولياى دولت ايران را در حفظ دوستى انگليس بكرّات به آن جناب اظهار داشته و برطبق اين اظهار خود دلايل