به تنهائى معنى ندارد و شخصى كه داخل دايرهء زحمت نيست بهره از نتيجهء رحمت نخواهد برد ، و اين نقطهء زحمت فيما بين [ زحمت و ] رحمت مثل نقطهاى است كه فيما بين جنت و دوزخ است ، و چون زحمت هم بالطبع رحمت را دعوت مىكند ، از آن بابت است كه جناب صدراعظم رحمت محض هستند و ممدوح و مشهور به اين صفت مستحسنه ميباشند و زحمتشان هزارهزار رحمت را دعوت مىكند .
جناب صدراعظم گفت كه صحيح است رحمت از زحمت حاصل مىشود و هرفايده كه در امور دنيا ديده مىشود از زحمت به ظهور ميرسد .
جناب امين الملك جواب دادند كه من هم به اين اميدها بايد در اظهارات بعضى مطالب ، زحمتافزاى جناب صدراعظم شوم .
تلاطم دريا و وعده خلافى صدراعظم
جناب صدراعظم گفت وعدهء ملاقات را كه بروز سهشنبه داده بودم ، خدا ميداند كه سوار قايق شدم كه به بابعالى بيايم ، در عرض راه تلاطم دريا بطورى شدت كرد كه قايقچىها نتوانستند كورك « 1 » بزنند ، و حتى مدعى بر اين شدند كه بهيچوجه رفتن ممكن نخواهد بود ، و هرقدر سعى و كوشش كردند مقتدر نشدند كه قايق را به راه ببرند ، ناچار مراجعت گرديد و خلف واقع شد ، بايد جناب ايلچى عفو فرمايند ولى در اين دو سه روزه بىخبر ماندم كه جناب ايلچى كبير با ايلچى انگليس چه كردند و آخر امر بكجا پيوست .
جناب امين الملك جواب دادند كه اولا عذرخواهى فرمودن جناب صدراعظم از من ، شبهه نيست كه از راه التفاتست ، زيرا كه من درجه خودم را ميدانم ، و ثانيا جناب صدراعظم بطورى كه جناب اشرف
هامش
( 1 ) - تركى و به معناى « پارو » است