گسيخت و شيرازهء ترتيب معاملات با دول خارجه پراكندگى « 1 » پيدا نمود ، و چون در وجود مسعود شاهنشاه مبرور نقاهتى بود ممكن نميشد كه از شدت آن نقاهت و ضعف ملتفت به همهء امورات بشوند . اين حالت مكدّره باعث جسارت سفرا و مأمورين خارجه شد ، فى الجمله ميدان را خالى به نظر آورده و فرصت اتخاذ كرده ، بعضى معاملات را كه مغاير دوستى و منافى مضامين عهدى باشد بهرطورى كه بود از پيش ميبردند .
و يكى از آنها عمل نامناسبى را كه از پيش ميبرد ديگرى او را مثال « 2 » قرار داده عنفا او هم از پيش ميبرد . خلاصه آنوقت فرصت پيدا كرده هرچه دلشان خواست رفتار نمودند . بعد از آنكه شاهنشاه مبرور از دار فنا به دار بقا ارتحال فرمود و وجود مسعود اعليحضرت اقدس شهريارى زيورافزاى اريكهء سلطنت گرديد ، وكلاى دولت علّيه كه اصحاب كفايت بودند ديدند كه نظم داخله و خارجه از صورت ترتيب افتاده است ، موافق اصول و حقانيت صرف اوقات و افكار برشكست و بست انتظام امور خارجى و داخلى فرمودند و للّه الحمد با كمال ترتيب و تدبير به تنظيم نظامات لازمه پرداختند كه ماده امورات داخله و خارجه رونق يافت و بعضى فقرات را كه سابقا سفراى روس در حالت فرصت اجرا داشته بودند ، خواه به ارسال سفارات متعدده و خواه به ارسال تحريرات رسميه ، بطور خوب مخابره و مكالمه نموده بروجه احسن قرارى كه لازم بود دادند . اما باوجود اينكه با كمال ملايمت با سفرا و مأمورين دولت انگليس معامله و رفتار ميشد و بطور ميل و محبت رفتار مينمودند ،
هامش
( 1 ) - در اصل : پراكندهگى .
( 2 ) - در اصل : امتثال .