فى الحقيقه احوال عالم منقلب است و مسأله و حكم مسأله روزبروز رنگ ديگر پيدا مينمايد بهتر ميشد اينها باب صلح و اصلاح است زيرا كه دو دولت كه با همديگر دعوا مينمايند در صورتى كه غالب به خصم هم بشود باز ضرر و خسارت كلى ميكشد و تعمير شكست و بست محاربه را در ظرف چندين سال نميتواند بجا بياورد . و اين هم مسلّم است دولتى كه باوجود ثبوت حقوق دوليّه خود بناى گذشت كردن و چشم از حقايق ثابته خود پوشيدن را بگذارد ، و طرف مقابل در ناحقى خود اصرار و ابرام نمايد چيزى به نظر ارباب نظر ننمودهاند ، مگر اينكه بلاجهت و سبب بهانهجوئى نمودن و دوست خود را ناچار به مرارت انداختن . و اگرچه چنانچه دردسر نبوده باشد و مانعى به مشاغل فوتى نشوم ، فى الجمله كيفيت ظهور و اصل اساس اين مسأله را بيان خواهم كرد ، و از سبك و سياق اظهارات من از آنجا كه حقشناس و حقانيت شعار هستيد درخواهيد يافت كه حق در يد كدام طرفست .
جناب وزير امور خارجه جواب داد كه چون از اظهارات جناب ايلچى كبير بصيرت من زياد خواهد گرديد ممنون خواهم شد كه شرح مراتب را بيان فرمايند .
يادى از حاج ميرزا آقاسى
جناب امين الملك گفت كه اين واضح و آشكار است كه بعد از ارتحال خاقان مغفور كه محمد شاه جنتمكان در سرير سلطنت قرار يافت بهر طريقى كه بود وكالت مطلقه به مرحوم حاجى ميرزا آقاسى رسيد ، يعنى مرحوم مشاراليه صدراعظم شد . از آنجا كه مشاراليه علم و اطلاع كامل بر اصول دولتيّه نداشت ، رفتهرفته سررشتهء بعضى امورات از هم