در اين باب غير از علامات دوستى و مهربانى چيز ديگر استنباط نگرديد .
و قونسولهاى دولت فرانسه و نمسه محض مزيد دوستى و حفظ رسوم احترامات در هنگام ورود هردو پردهء بيرق خود را برافراشته بودند و در حقيقت بسيار استقبال خوب و رنگين و باشكوه بود . بعد هم مادامى كه در طرابزن بوديم تا روز حركت از آنجا والى نسيم پاشا و ساير صاحبمنصبان و تبعهء دولت عثمانى در مراعات احترام رسمى و احوالپرسى همهروزه بهيچوجه نقصى و كسرى نگذاشتند . و همچنين قونسولهاى مقيم آنجا هم تا روز آخر ، مراوده و ديدوبازديد ميداشتند ، بخصوصه قونسول فرانسه بطور خصوصيّتانه [ كذا ] حركت كرد و مكرر به ديدن آمد ، يك شب مهمانى خوب و مخصوص با آتشبازى و ساير لوازم براى سفارت كبرى قرار داد . چون خانهاش كوچك بود عذرخواهى مينمود كه به جهت عدم وسعت مكان مقدور نگرديد كه مجلس شما را از اين بهتر صفا داده و از قونسولها نيز وعده بگيرم ، ولى بعد از شام براى شبنشينى و صحبت از قونسولها وعده گرفته بود و ايشان نيز بعد از شام حاضر شدند ؛ مجلس مهمانى آن شب همه با صحبتهاى مودّتآميز گذشت .
روز پنجم توقف طرابزن كه بناى حركت بود باد و باران پرزورى آمده دريا طوفانى گرديده مانع حركت شد .
سيزده صفر مسافرت ممنوع
فرداى آن روز نيز به جهت اينكه سيزدهم صفر بود حركت نگرديد .
روز چهاردهم كه حركت نموديم حاكم طرابزن با صاحبمنصبان و پاشايان و با دو دسته سرباز به همان ترتيب كه روز ورود نظم داده بود باز به همان قاعده و نظام از منزل تا كنار دريا همراهى كرد ، و در آنجا همهء اجزاى سفارت را سوار زورقها نموده خداحافظ كرده مراجعت نمود .