با پاشايان و علما توديع كرده راهپيما شدند . از آنجا عاليجاه حسين پاشاى فريق « 1 » دوباره از جانب والى ارزنة الروم مهماندار همراه سفارت كبرى الى قصبهء بايبورد - كه آخر خاك ارزروم است - روانه بود . در روز ورود آنجا در يك فرسخى آن مدبّر قصبهء مزبوره با اجزاى مجلس خود چهارصد نفر سلطان نظام با كمال آراستگى و نظم با اسب و اسلحه در لباس ممتاز با سركرده و صاحبمنصبان و موزيكانچيان خود استقبال نمودند .
بعد از ورود ، بلافاصله از جانب نسيم پاشا والى طرابزن يك نفر كهيا باتفاق على آقاى قاپوچىباشى « 2 » [ كه ] به مهماندارى فرستاده [ شده ] بود رسيده ، در كمال ادب ابلاغ مأموريت خود را كردند .
و بهقدر چهارصد خانوار قصبهء مزبوره رعيت دارد ، و قلعهء محكمى هم مشرف به آن آباديست ، و حالا بواسطهء صدمه [ اى ] كه سابقا از لشكر روس به آنجا رسيده است مخروبه افتاده است . فردا هنگام حركت همان اخراجاتى كه در وقت ورود سفارت كبرى مرعى داشته بودند بدون كم و زياد معمول داشتند . حسين پاشا كه مأموريت خود را بانجام رسانيده بود از آنجا مراجعت نموده تعارفاتى كه سابقا عرض شده بود به او داده شد ، مهمانداران جديد تا ورود [ به ] طرابزن همراه بودند .
ورود به طرابوزن
مقرب الحضرة الخاقانيه مصلحتگزار دولت عليهء مقيم اسلامبول حاجى ميرزا احمد خان و ملكم خان با حافظ آقا وارد شد [ ند ] . حاجى ميرزا احمد خان براى صورت دادن بعضى امورات لازمهء سفارت كبرى كه
هامش
( 1 ) - فريق بيست هزار تابين دارد و مقام منيع سردارى است ( سفرنامهء ميرزا حسين فراهانى ، ص 148 ) .
( 2 ) - دربانباشى ، رئيس دربانها ( فرهنگ معين ، ج 2 ، ص 2606 ) .