افتاد كه در همان شب تب كردم و شب منجر به نوبه شد ، تب نوبه [ اى ] كه هرگز در خود نديده بودم بشدت گريبانگير دوستدار شده ، به آن حالت وارد تبريز شده چند روز هم در تبريز گرفتار بودم ، تا كمكم به تفضل خدا افاقه شد . به اين سبب چند روزى در حركت تعويقى پيدا شد ، تا روز بيست و چهارم ذيحجه از تبريز حركت كرده ، وارد خوى شدم و با اينكه ايام عاشورا بود بملاحظهء تعويقى كه از روى ناچارى در حركت واقع شد معطل اتمام دهه نشده فردا كه پنجم عاشورا است از خوى روانهء ارزروم ميشوم و خود ميدانيد از آنجائى كه حركت ميكرديم در هيچيك از منازل اسباب تعويق و تأخيرى فراهم نخواهد بود و در هريك از شهرهاى ارزروم و طرابزن زياده از دو روز مكث نخواهد شد ان شاء اللّه عما قريب شرف ملاقات حاصل خواهد شد تا حين ملاقات به صحابت هرچاپار كه مطمئن باشد كه زيارت مراسلات را بكنم و از سلامتى احوال شما آسوده گردم .
و سواد حكمى كه از بابعالى به ولاة ارزروم و طرابزن صادر گرديد نزد دوستدار فرستاده بوديد ديدم ، اگر بخواهم تمجيدى از نكات كفايت و كاردانى آن مخدوم بكنم خلاف ادب ميدانم و اين مرحله پرواضح است كه آن مخدوم با غيرت فطرى و ارادت جبلى كه بدولت دارند غفلت از امورى كه باعث نيكنامى دولتست نميفرمايند و آن سختيهائى كه از سفراى آنها به جهت تشريفات و احترامات خود باولياى دولت عليه كردهاند ، البته خود ديده و هم بتفصيل شنيدهايد در اين مقام يقين غفلت نخواهيد كرد .
ولى در سواد حكمى كه به ولاة صادر شده بود نكتهاى بود كه ندانستم آن مخدوم از آن نكته غفلت كردهاند يا جهت ديگرى پيدا شده بود كه متحمل شده بودند . در آن حكم نوشته بودند كه امين الملك نام ذاتى از دولت ايران به سفارت ايران مأمور است ، كسى كه از دولت بزرگى به صفت ايلچىگرى مأمور است و صاحب
سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: حسين بن عبد الله سرابى
ص٢٨