هنگام عصر بارخانهء شايسته از بهلول آقا رسيد كه بقرار سى و چهل رأس گوسفند و چند ظرف روغن و نانهاى خاصه و چندبار ميوجات و چند كلّه قند و چائى بود ، جناب ايلچى كبير همهء آنها را تقسيم به همراهان و مهمانان خود فرمود ، فرداى آن روز عاليجاه بهلول آقا مسافتى از راه همراه بود ، مراجعت كرد .
روضهخوانى سفير
در آن اثنا عاليجاه خليفه قلى خان با اقوام و سوارهء ابو ابجمعى خود باستقبال آمده تا خود اواجيق همراه بودند . جناب امين الملك به عاليجاه معزى اليه فرمودند چون امشب شب عاشورا است ، بايد روضهخوانى حاضر نموده حتى المقدور به لوازم تعزيهدارى مشغول شويم ، و فردا نيز چون عاشورا است كوچ كردن خلاف است ، بايد با شما در مصيبت شركت نمايم . ملّا و روضهخوان حاضر آمده آن شب و آن روز را به تعزيهدارى مشغول شدند .