در هرمقال احكام بسرافرازى چاكر مرقوم دارند . سه روز به ارزروم مانده احضارم بفرمائيد ، با اسب چاپارى خودم با يك آدم شبانه سوار ميشوم ، قريب به طلوع صبح شرف تقبيل سفارت كبرى را حاصل خواهم نمود .
هرگونه فرمايشات لازمه را ميشنوم و هرگونه عرايض را معروض ميدارم ، طرف عصر به چاپارى عودت به شهر ارزروم خواهم نمود ، بعد از آن ان شاء اللّه روز ورود سفارت به ارزنة الروم با جملهء شيعيان و تجار دولت عليه مراسم استقبال و پذيرائى و جانفشانى را معمول خواهم داشت .
خدا ميداند دلم خيلى ميخواست از اول سرحد در ركاب بندگان عالى باشم ، مراسم خدمتگزارى را به عمل آورم ، ليكن امورات معظمه كه بايد صورت انجام پذيرد موقوف به بودن چاكر است . ان شاء اللّه در مشايعت اگر مرخص بفرمايند چند منزل ملتزم ركاب خواهم بود . عرض و جسارت چاكر اين است هركسى بيايد در هرمنزل اخبار و احكام بفرمائيد بنويسيد ، روانه داريد كه مستحضر باشم . روز ورود ان شاء اللّه تعالى در سه منزلى ارزنة الروم در حضور مبارك قرار خواهند فرمود كه هرگونه امورات بخواهيد مستحضر باشيد از ارجمندى ابو القاسم مستفسر شويد بعرض خواهد رسانيد . پاكتى از عاليجاه مقرب الخاقان حاجى ميرزا احمد خان رسيده بود اينك در جوف پاكت ايفاد خدمت بندگان عالى نمودم .
كاغذ حاجى ميرزا احمد خان
صاحبا ، اگرچه چندى قبل از اين در ضمن احكامات مباركهء اولياى دولت عليهء ابدى از آن قرار مقرر گشته بود كه روز وقت و ساعت حركت سركار ملازمان عالى را در دار الخلافه به كمترين بندگان بيان و انفاد فرمائيد كه موافق دستور العمل حركت كرده در باب تشريفات لازمه با وكلاى دولت عثمانى