در اعجاب از شكوه رژهء قشون فرانسه از جلو امپراطور در صفحهء 294 ، آيهء آخر از سورهء شعراء
« وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ »
را كه در ايران معمولا در پايان مجالس وعظ و روضهخوانى بمناسبت وقايع كربلا و ظلم يزيد مىخوانند ، و مؤلف آن را درنظر داشته ، به كار ميبرد !
در ص 187 ، با مشاهدهء كالسكههاى بخار فرانسه به ياد حضرت سليمان مىافتد و به آيهء سى و پنج سورهء ص
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ »
اشاره مىكند .
رسوم تازهء فرنگى ، مظاهر مختلف تمدن جديد ، چشم او را مىگيرد ولى خوددارى و احتياط شرقى مآبانه ناچار او را از هربىپروائى مبرّى ميدارد و تنها اشاره بدان را كافى ميداند . از اين نمونه است :
« بعضى مردان لباس زنان ، و بعضى زنان لباس مردان مىپوشند ، » « و در ميان آن لباس تبديل در هرجا هرگونه صحبت ممكن و هرگونه شوخى » « و ظرافت و گستاخى معفوّ است ، و هرگونه شوخى را با زنها مىتوان كرد . و هر » « زن را بدون سابقه و آشنائى بناى تعريف صورت گذاشته مىتوان بوسيد ، و در » « بوسه آزادى تام حاصل است . از هرجا و از هركس باشد ، از هيچكس تعرضى » « نخواهد بود . اگر برفرض زنى به مقام تعرض برآيد همهء مردم او را سرزنش » « مىكنند كه اين مجالس براى عيش مهيا و آزادى تام در ميان ملت براى » « صحبت حاصل [ است ] ، اگر شما را تنفرى از اين حركتها بود نمىبايست داخل » « اين مجلس بشويد ! ( در وصف كارناوال ص 214 از س 20 ببعد )
« اطاق بزرگى مخصوص رقص است كه زن و مرد بهم دست داده با » « كمال آرامى و ادب رقص مىنمايند و اين رقص موافق علم موزيكان اختراع » « شده است تا كسى به چشم خود مشاهده ننمايد نمىتواند محسنات اين را » « دريافت نمايد ! » ( ص 203 )