تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
( 11 ) - ازاره : . . . به معنى پايين ديوار و آنچه به پايين ديوار ، بمالند ، از سيمان و ساروج و امثال آن براى استحكام ديوار فرهنگ عميد . ( 12 ) - در اصل : غله . ( 13 ) - مصقول : صيقل داده شده ، جلا داده شده . فرهنگ عميد . ( 14 ) - بيت كامل چنين است :
رنج گل بلبل كشيد و بوى آن را باد برد * بيستون را عشق كند و شهرتش فرهاد برد
( 15 ) - گبرگه : ورزش باميل . گبرگه گرفتن : ميل گرفتن . فرهنگ عميد . ( 16 ) - شبگير : سحرگاه ، هنگام سحر ، حركت بعد از نيمه شب و هنگام سحر از جايى به جاى ديگر . فرهنگ عميد . ( 17 ) - جلّ : پالان ، پوشاك چهارپايان . فرهنگ عميد . ( 18 ) - چگل : طايفه‌اى از تركان قراخانى و در نزد شعراى قديم به زيبايى و خوش‌اندامى معروف بوده‌اند . فرهنگ عميد . ( 19 ) - صارم الدوله ، فرزند عماد الدوله ، كه در سال 1280 الوار را سركوب كرد . ( 20 ) - در اصل : اميرزاده‌گان . ( 21 ) - در اصل : فنى . ( 22 ) - قنّينه : شيشهء كوچك كه شراب در آن بريزند ، شيشهء بغلى . فرهنگ عميد . ( 23 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 24 ) - محمد على ميرزا متخلص به دولت و ملقب به دولتشاه - پسر بزرگ فتحعلى شاه قاجار از زن گرجى او - كه در سال 1203 ه . ق متولد و در سال 1237 ق در سن 34 سالگى در راه بغداد ، كه براى تسخير آن حركت كرده بود ، به مرض و با درگذشت . . . در محرم سال 1212 ق ، در سن 9 يا 10 سالگى ، حاكم فارس و در 1213 ق به حكومت قزوين تعيين شد . در سال 1217 قمرى به همراه فتح على شاه ، براى جنگ با نادر ميرزا ، رهسپار خراسان شد . در سال 1221 ق . به سمت حكومت خوزستان ، لرستان و كرمانشاه منصوب شد و در سال 1224 ق با بيست‌هزار سوار به سمت قفقاز مأموريت يافت و با روس‌ها جنگ كرد . از سال 1221 تا سال فوتش 1237 ق از طرف پدر خود سرحددار عراقين و والى كرمانشاه و كردستان بود . او جنگ‌هاى متمادى با دولت عثمانى كرد كه اغلب فاتح بود . « نقل به تلخيص از بامداد » ( 25 ) - منظور « مصطفى قلى ميرزا » فرزند عماد الدوله است . ( 26 ) - تعبيرى است برگرفته از قرآن مجيد :
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً . . . -
اى آتش سرد و سلامت باش ( انبياء / 69 ) ( 27 ) - در اصل : ماجرى . ( 28 ) - ذقن : زنخ ، چانه . فرهنگ عميد . ( 29 ) - در اصل : خورد . ( 30 ) - فواكه : ميوه‌ها ، جمع فاكهه . فرهنگ عميد . ( 31 ) - فاليز : پاليز ، باغ ، بوستان ، كشتزار ، زمينى كه در آن خيار و خربزه و هندوانه و امثال آنها كاشته باشند . فرهنگ عميد . ( 32 ) - صباحت : خوب‌رويى ، زيبايى . فرهنگ عميد .
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 96 | عليرضا عضد الملك / حسن مرسلوند