( 11 ) - ازاره : . . . به معنى پايين ديوار و آنچه به پايين ديوار ، بمالند ، از سيمان و ساروج و امثال آن براى استحكام ديوار فرهنگ عميد .
( 12 ) - در اصل : غله .
( 13 ) - مصقول : صيقل داده شده ، جلا داده شده . فرهنگ عميد .
( 14 ) - بيت كامل چنين است :
رنج گل بلبل كشيد و بوى آن را باد برد * بيستون را عشق كند و شهرتش فرهاد برد
( 15 ) - گبرگه : ورزش باميل . گبرگه گرفتن : ميل گرفتن . فرهنگ عميد .
( 16 ) - شبگير : سحرگاه ، هنگام سحر ، حركت بعد از نيمه شب و هنگام سحر از جايى به جاى ديگر .
فرهنگ عميد .
( 17 ) - جلّ : پالان ، پوشاك چهارپايان . فرهنگ عميد .
( 18 ) - چگل : طايفهاى از تركان قراخانى و در نزد شعراى قديم به زيبايى و خوشاندامى معروف بودهاند .
فرهنگ عميد .
( 19 ) - صارم الدوله ، فرزند عماد الدوله ، كه در سال 1280 الوار را سركوب كرد .
( 20 ) - در اصل : اميرزادهگان .
( 21 ) - در اصل : فنى .
( 22 ) - قنّينه : شيشهء كوچك كه شراب در آن بريزند ، شيشهء بغلى . فرهنگ عميد .
( 23 ) - يك كلمه خوانده نشد .
( 24 ) - محمد على ميرزا متخلص به دولت و ملقب به دولتشاه - پسر بزرگ فتحعلى شاه قاجار از زن گرجى او - كه در سال 1203 ه . ق متولد و در سال 1237 ق در سن 34 سالگى در راه بغداد ، كه براى تسخير آن حركت كرده بود ، به مرض و با درگذشت . . . در محرم سال 1212 ق ، در سن 9 يا 10 سالگى ، حاكم فارس و در 1213 ق به حكومت قزوين تعيين شد . در سال 1217 قمرى به همراه فتح على شاه ، براى جنگ با نادر ميرزا ، رهسپار خراسان شد . در سال 1221 ق . به سمت حكومت خوزستان ، لرستان و كرمانشاه منصوب شد و در سال 1224 ق با بيستهزار سوار به سمت قفقاز مأموريت يافت و با روسها جنگ كرد . از سال 1221 تا سال فوتش 1237 ق از طرف پدر خود سرحددار عراقين و والى كرمانشاه و كردستان بود . او جنگهاى متمادى با دولت عثمانى كرد كه اغلب فاتح بود .
« نقل به تلخيص از بامداد »
( 25 ) - منظور « مصطفى قلى ميرزا » فرزند عماد الدوله است .
( 26 ) - تعبيرى است برگرفته از قرآن مجيد :
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً . . . -
اى آتش سرد و سلامت باش ( انبياء / 69 )
( 27 ) - در اصل : ماجرى .
( 28 ) - ذقن : زنخ ، چانه . فرهنگ عميد .
( 29 ) - در اصل : خورد .
( 30 ) - فواكه : ميوهها ، جمع فاكهه . فرهنگ عميد .
( 31 ) - فاليز : پاليز ، باغ ، بوستان ، كشتزار ، زمينى كه در آن خيار و خربزه و هندوانه و امثال آنها كاشته باشند . فرهنگ عميد .
( 32 ) - صباحت : خوبرويى ، زيبايى . فرهنگ عميد .