كه تكان نخورد و بلند نشود . مريض خيلى تشنهاش مىشود و هرقدر آب به او بدهند ميآشامد و هرقدر بيشتر آب بخورد تب بيشتر مىشود و از 12 ساعت تا 70 ساعت طول ميكشد ، بسته به وضع مزاجى مريض . بعد مرض ظاهر مىشود و دو قسم است يكى داخلى و ديگرى خارجى . اگر داخلى باشد كه خدا نصيب كسى نكند فورا خواهد مرد و اگر خارجى باشد علامتش اين است كه دانههائى به تعداد يك تا هفت بيرون مىزند دانهها نيز بر دو قسم است : قرمز و سياه . اگر سياه باشد بدون شك مريض خواهد مرد و اگر قرمز باشد مسلما صحت خواهد يافت و اگر از هردو رنگ باشد هر كدام پررنگتر باشد به همان نسبت خطر مرگ يا احتمال صحت خواهد بود . ولى در هر حال كسانى كه از اين مرض جان بدر برند مدت سه ماه ناخوش و ضعيف بوده و تب مىكند و هرقدر دانهها بزرگتر باشد بيشتر دوام خواهد داشت و مريض بيشتر از آنها رنج خواهد كشيد . حكماء و اطباى اروپا با تمام دانائى و علمشان در معالجهء اين ناخوشى بهيچوجه پيشرفتى نكرده و فقط كارى كه مىكنند مريض را از سايرين جدا مىكنند ولى درصددند و سعى ميكنند با تحقيقات و تجسسات علمى دوائى براى آن پيدا كنند .
ده سال قبل يكى از اطباء معروف فرانسه را « 1 » دولت فرانسه به شامات فرستاد و ده نفر از علما و دانايان علم طب نيز همراه او بودند و كارشان اين بود كه جد و جهد كنند با مطالعه در اين مرض دوائى براى آن بدست بياورند و از اين راه بعالم بشريت خدمتى بزرگ كرده باشند . وقتى كه آن طبيب به بيروت رسيد شروع كرد به تحقيقات در باب اين مرض كه بفهمد اين ناخوشى چيست ؟
موقعى كه مشغول تحقيقات بود به او اطلاع دادند كه هر وقت اين مرض بروز مىكند تمام دهات و شهرها را فرامىگيرد باستثناى دهكدهاى در لبنان كه نام آن « زفاد » « 2 » است و ساكنين آنجا هيچگاه مبتلا به اين مرض نشدهاند . وقتى مرض
هامش
( 1 ) - در رموز السياحه « موپاريرى » .
( 2 ) -Zaffad. ف . در رموز السياحه « شونيات »