موفق به ملاقات آن دختر مىشود . هنگامى كه در بحبوحهء عشقورزى و معاشقه بودهاند حسن به يادگار علامت عشقش و براى ازدياد محبت انگشتر الماسى كه در انگشت داشته به او هديه مىكند و چون انگشتر قدرى براى انگشت حسن بزرگ بوده و نخى دور آن پيچيده بوده است كه در موقع قرنطين از دود و بخور دادن آن غفلت كرده بوده است و چون ساختمان مزاجى حسن براى ابتلاى مرض مستعد نبوده مصون مانده اما دختر كه حرارت خونش خيلى زياد بوده است فورا مبتلا به مرض شده ، سپس مرض از او بجوان سرايت كرده ، در نتيجه هردو به زودى هلاك ميگردند و از آنها ناخوشى به اهل آن محل نيز سرايت كرده وعده زيادى از ساكنين مالتا از ناخوشى طاعون به هلاكت ميرسند .
اين ناخوشى در آبوهواى معتدل بيشتر شيوع دارد . حيوانات زبانبسته نيز ممكن است مبتلا شوند و از آنها به انسان سرايت كند ولى مرض در شدت گرما و شدت سرما تخفيف پيدا مىكند و در هواى ملايم شدت مىيابد ولى هيچگاه به كلى از بين نميرود . در موقع اقامت ما در قسطنطنيه مرض بشدت شيوع داشت زيرا با وجودى كه اوايل جدى « 1 » بود گل سرخ باز شده بود و تمام باغات و مزارع پر از گلهاى بهارى بود و به همين علت است كه چون هواى قسطنطنيه خيلى ملايم است هيچگاه اين مرض از آنجا رخت برنمىبندد .
نشانههاى بيمارى طاعون
مرض طاعون كه خدا ما را از شر آن مصون و محفوظ بدارد به اين نحو بروز مىكند : بعد از اينكه كسى چيزى را كه آلوده بود لمس كرد مرض به او سرايت مىكند و اگر سلامت باشد يك مرتبه تغيير حال پيدا مىكند . مثل اينكه آب يخى به پشتش ريختهاند لرزش ميگيرد و بعد تب شديدى كه دو ساعت طول ميكشد عارض ميگردد و بعد تب بالا ميرود بطورى كه از هوش ميرود و آنوقت اگر كسانش بخواهند از سرايت مرض به خودشان جلوگيرى كنند او را مىبندند
هامش
( 1 ) -Capricornos. ف .