تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
و يوم شنبهء غرهء جمادى الثانى « 1 » از آن شهر حركت نموده همه‌جا در باغات و عمارت آمده تا بشهرى رسيديم كه آنجا را « سن‌تران » « 2 » گفتندى . ازدحام و آبادى غريبى در آن شهرى به نظر رسيد . اسبهاى عرابه را در آنشهر تبديل نموده گذشتيم تا هنگام زوال بشهرى بسيار عظيم كه آخر مملكت نثرلند و بلجيم ميبود رسيديم . نام آن شهر را « ليج » « 3 » مىگفتند . عجب شهرى دلكش و فضائى با طراوت ملاحظه گرديد . مردمش سرخوش از بادهء نشاط و از مهرويان دلستانش در [ هر ] گوشه بساط دلربائى آراسته ، شطى عظيم در وسط شهر جارى ، مركب بسيار در روى شط آمدوشد نموده و آنشهر در دو طرف شط بحسب طول واقع گشته . مدت سه ساعت در يكى از هوتل‌هاى آن مدينه فرود آمديم . به قدر بيست هزار خلق به اطراف هوتل به جهت تماشاى ما اجتماع نمودند و از هيكل و هيأت و لباس ما تعجب مىكردند و حالات غريب از ايشان مشاهده مىگرديد . بارى بعد از آن مخمصه از آنجا حركت نموده تا هنگام غروب همه‌جا در عمارت و معموره آمديم تا به اول خاك مملكت پروسيه رسيديم . بعد از ملاحظهء پاسه‌پرت كه در دست ما بود مستحفظين گمرك پروسيه ما را اذن دخول در آن مملكت داده به آن خاك قدم نهاديم .
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : الثانيه . و در حاشيهء نسخهء مرحوم نفيسى به خط ديگرى نوشته شده 1253 . ( 2 ) -Saint Trond. ف . ( 3 ) -Liege. ف .