زمين روپوشهاى مخمل رنگ برنگ آويخته و پردهها كشيده بودند .
صندلىهاى طلا و نقره به اطراف خانها نهاده تصويرات چند به اطراف آويخته بودند كه [ هر ] پرده از آن تمثالهاى بىمثال هوش از سر ميبرد . تصوير دخترى را به دوازده هزار تومان شاهزادهء معزى اليه خريده و آويخته بود .
تنگ آبى پايهدار [ ى ] كه از سنگ چخماق ملون بطريقهء الماستراش او را تراشهاى ريزه داده بودند الكساندر پادشاه روس به جهت دختر خود كه زن شاهزاده باشد فرستاده در يكى از آنخانهها به نظر رسيد الحق عجب تحفه بود . و يك پارچه سنگ ديگر كه شبيه به زمرد ولى خوشرنگتر از زمرد ميبود در پيش آينه جزو آن عمارت نصب كرده بودند كه او را به صد هزار تومان قيمت ميكردند . و همچنين گلدانى پايهدار و سنگى ديگر كه لون او را نميتوان مشابه به چيزى كرد . در ديگرى « 1 » از عماراتش ملاحظه گرديد كه آن دو پارچه را به دويست هزار تومان قيمت ميكردند .
و بعضى از عمارات ديگر ستونهاى مرمر بسيار سفيد را پايهء عمارت قرار داده بودند كه از لطافت و نظافت آن سنگها شمه [ اى ] بيان نتوان نمود .
غرض عمارتى به آن خوبى و دلبستنى « 2 » چشم روزگار كمتر ديده طرفهتر اينكه بعد از اتمام چنان عمارتى اهل مملكت چنانچه در سابق ذكر يافت بحريت مايل گشته بر آن شاهزاده شوريدند و پادشاه فرانسه حمايت به اهل بلجيم نموده
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : در عمارت ديگرى .
( 2 ) - نسخهء مجلس : دلنشينى .