آن شاهزده را از آن مملكت بيرون كردند . قسمت آسايش و عشرت را در آن عمارت چون جنت نيافته و به صد هزار حسرت چنان عمارتى گذاشته و به مملكت پدر شتافت ولى از آنجائى كه آن عمارت را از پول خود ساخته بود و آنچه
يادگار دوران پادشاهى
در آن عمارت مىبود مال او بود ، پادشاهى كه بالفعل از شاهزادگان نمسه است و خلق آن ناحيه بر خود معين نمودهاند « 1 » قدرت آن را ندارد كه در آن عمارت پاى تصرف گذارد و هرقدر اظهار به آن شاهزاده در فروختن آن خانه نمودهاند شاهزادهء هولنده قبول نكرده گفته است كه اگر تمام آن عمارت معدوم شود كه من نخواهم سنگى از حصار آنجا را فروخت . قيمت آن عمارت تا به حد « 2 » چهار ميليون « 3 » كه شانزده كرور باشد پادشاه بلجيم داده و شاهزادهء هولنده نفروخته است . اكنون كماكان جمعى از خدام خود را شاهزادهء هولنده مأمور كرده است كه در آن عمارت سرايدار و متوجه اسبابهاى آن عمارت هستند « 4 » و مردم دور و نزديك به تماشاى آن خانه ميروند و بر حسرت آن شاهزاده افسوس ميخورند و تمام آن اسبابها تازه و نو است بطريقى كه گوئى تازه از دست استاد برآمده است .
خلاصه بعد از تماشاى آن عمارت روبراه آوريم . از شهر برسل كه خارج شديم در خيابانى افتاديم كه هفت ميل در هفت ميل را درختهاى
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : بر خود پادشاه نمودهاند .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : با آنچه در اوست .
( 3 ) - نسخهء مجلس هشت ميليون و اين صحيح است .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : شوند .