كرة الثانى لشكر بيكرانى آراسته و معاودت بر سر ايشان كرده « 1 » در اين وهله در قوهء خود مقابله با آن شاهزاده را « 2 » نديده تسليم كردند و در جزو بدولت فرانسه ملتجى گشته از اينكه « 3 » دولت فرانسه مايل بحريت بودند
استقلال يافتن بلژيك
يكى از جنرالهاى معتبر را با چهل هزار سرباز و توپخانه مأمور كردند كه آمده شاهزادهء هولنده را از مملكت بيرون كرده اهل آن مملكت « 4 » را مطلق العنان سازد . بعد از ورود جنرال شاهزادهء هولنده مخاصمت با دولت فرانسه را در قوهء خود نديده آن مملكت را گذاشته بمملكت خود مراجعت نمود و اهل نثرلند آزاد و مطلق العنان گشته يكنفر از شاهزادگان نمسه را آورده تاج سلطنت بر سر او نهاده « 5 » و منشور سلطنت او را كل سلاطين ارپه مهر نموده بالفعل پادشاه مىباشد و اسم او ليوپولد « 6 » و سكهء پولش عبارتى است كه اتحاد و اتفاق خلق با يكديگر مايهء نجات و آزادى است « 7 » .
خلاصه اهل آن مملكت نيز آزاد و فارغ البال ميباشند از قراريكه معين « 8 » است ده ميليون كه بيست كرور باشد « 9 » خلق آن مملكت مىباشد « 10 »
هامش
( 1 ) - مجلس : بر سر ايشان معاودت نموده .
( 2 ) - اصل و مجلس : پادشاهزاده .
( 3 ) - اصل و مجلس : چون .
( 4 ) - اصل و مجلس : آن ندارد .
( 5 ) - اصل و مجلس : گذارده .
( 6 ) -Leopold. ف .
( 7 ) -L'union fait La force. ف .
( 8 ) - اصل و مجلس : معين شده است .
( 9 ) - در ترجمهء انگليسى دو ميليون نوشته شده . ف .
( 10 ) - اصل و مجلس : جمعيت آن مملكت ده . . .