تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
خلاصه در آن‌روز تيمور ميرزا سياحت معقولى از اوضاع آن شهر نموده « 1 » عصر آن‌روز سر هميل تن سيمور « 2 » ايلچى دولت انگريز كه در آن شهر بود ديدن ما آمده اظهار دوستى و مهربانى زياده از حد نمود . و در شب جمعه بتماشاگاهى در آن « 3 » شهر رفتيم كه بطريق اپرهء لندن از هر قسم سازها و بازيگريها « 4 » و رقاصىهاى غريب ميبود . تماشاى معقولى از همه جهت نموديم . و يوم جمعهء بيست و نهم به علت « 5 » تعمير عرابه تا قريب به ظهر در آن شهر توقف نموده بعد از صرف نهار از آنجا برآمديم « 6 » . اما مملكت « بلجيم » كه مشهور به نثرلند است در سنوات قبل جزء مملكت هولنده بوده است كه پادشاه هولنده حكمران در آن مملكت بوده و چند سال قبل از اين خلق نثرلند بقانون حريت مايل گشته بر پادشاه هولنده عاصى گرديدند . پسر پادشاه كه او را پرنس دارنج « 7 » گويند و ما خود او را در لندن ملاقات نموديم لشكرها بمملكت نثرلند كشيده مقهور مراجعت نمود .
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : كرده بود از اوضاع آن شهر . ( 2 ) -Sir Hamilton Seymour. ف . اصل و مجلس : سرسيل تن سيمور ( 3 ) - اصل و مجلس : آن . ( 4 ) - اصل و مجلس از بازيگرها . ( 5 ) - اصل و مجلس : به جهت . ( 6 ) - اصل و مجلس بيرون آمديم . ( 7 ) -The prince of Orange. ف . اصل و مجلس : و ارنج و غلط است