تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
موجودات مقرر است آنجا كه ميفرمايند الملك يبقى بالكفر و لا يبقى بالظلم بارى از هرگونه « 1 » كه تصور شود نعمت دنيا بر ايشان تمام است ، از خوردن و پوشيدن و لذتهاى نفسانى قصورى بجهة ايشان باقى نيست و عماراتشان مثل قصر بهشت اگر بهشت را رضوانى چنان باشد و مه‌رويانشان چون حور جنّت اگر حوران را چنين قصور باشد « 2 » . و در آن مملكت آب روان در خانها و كوچه‌ها بطريقى كه ظاهر جارى « 3 » باشد معتاد نيست ولى در هر خانه چندين مكان دهن‌شير دارد كه بمحض اشاره آب روان هرقدر كه بخواهى « 4 » جارى خواهد شد و اغلب در اوطاقها لوله‌كشى آب دهن‌شير كار گذاشته‌اند كه به جهت آشاميدن و شستن بهيچوجه احتياج به بيرون شدن نيست و به تدابيرى چند آب را از پستى به عمارت بلند آورده‌اند كه در نهايت سهولت در هر خانه و عمارت فوقانى آب مهيا است . از اينكه « 5 » اغلب خانه‌ها از چوب است بسيار اتفاق مىافتد كه آن عمارات آتش مىگيرد « 6 » بمحض احتراق خانه و عمارتى پاى ديوار آن عمارت را كنده و سنگى برداشته و آلتى مانند آب‌دزدك بر سر آن چرمى مجوف بسته و ممر آب گذارده آب را از پستى به قدر صد ذرع به بلندى متصل بهم پاشيده
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : هرگونه نعمتى . ( 2 ) - اصل و مجلس : قصورى . ( 3 ) - اصل و مجلس : و جارى . ( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : بخواهند . ( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : و چون . ( 6 ) - نسخهء اصل : گيرد . مجلس : گرفته .