و در آن عمارت بعضى « 1 » خدام ميباشند كه هر روزه رخوت و البسهء مترددين را برده چنان پاك و نظيف كرده ميآورند كه گوئى تازه از دكان خياط آوردهاند . پاكيزگى و نظافت ايشان هرقدر كه تصور شود زياده بر آن است . در گازرى چنان مهارتى دارند و جامه را پاك ميكنند كه گوئى مستعمل نشده است . روزى دو دفعه با وجود آنهمه پاكيزگى باز لباس خود را تبديل مىكنند « 2 » كه جامهء ايشان هرگز چين نمىافتد « 3 » و بسيار عيب است در نزد ايشان اگر كسى لباس چرك پوشيده باشد .
و تمام خلق آن مملكت از اعلى و ادنى ملبس به يك لباس ميباشند بهيچوجه تغيير و تبديل در لباس ايشان نيست مگر وزراء و ارباب مناصب
همه بيك لباس
در هنگامى كه بسلام پادشاه ميروند لباس سلام « 4 » ميپوشند و در ساير اوقات بطور « 5 » ساير ناس لباس پوشيده بطريقهء عموم راه ميروند . و در آن مملكت قاعده نيست كه كسى خدام يا نوكر در اتفاقش باشد مگر بر عرابان و گارى كه سوار شوند گارىبانى كه متوجه گارى است همراه خواهد بود حتى امراء و وزراء در كوچه و بازار تنها راه ميروند و به دكاكين رفته بيع و شرى مينمايند . شاهزادگان نيز به آن قرار ميگردند و بسيار ميبود « 6 » كه
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : بعضى از .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : مينمايند .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : برنميدارد .
( 4 ) - اصل و مجلس : آنوقت لباس سلام .
( 5 ) - اصل و مجلس : مانند .
( 6 ) - اصل : به همين قرار منفرد ميگردند . و بسيار مىشود . مجلس : به همين طريق منفرد ميگردند و بسيار مىشود .