اوقات ضايع نكرده و نخواهند كرد . بدترين صفات نزد ايشان تضييع اوقات است . بدون كارى ممتنع است كه صغير و كبير ايشان رفتار كنند و متحرك
رواج خواندن و نوشتن در ميان انگليسها
شوند و تمام اين خلق كه بيست و هفت ميليون مذكور شد محال است متنفسى از ايشان كه نتواند بخواند و نتواند بنويسد مگر كسى كه كور مادرزاد باشد و الا هركسى را كه تصور كنى از خورد [ كذا ] و بزرگ زن و مرد لا محاله خط و سواد دارند « 1 » و معتقد بخوب نوشتن نيستند ميگويند نوشتن به جهت خواندن و رفع احتياج است همينقدر كه توانند خوانند كافيست و سعى در خوبى خط از جمله تضييع اوقات خواهد بود و بىحاصل است اوقاتى كه صرف خوبى خط شود به كارى كه مفيد فوايد « 2 » باشد بايد مصروف داشت و چندين هزار مدرسه به جهت طلبهء هر علمى از علوم در آن مملكت بنا نهادهاند و كرورها مخارج به جهت طلاب علوم مىنمايند علم بر لغات مختلفه نزد ايشان بسيار گرامى و معتبر است « 3 » .
الحق دولتى به آن عظمت و خلقى با آن اسباب و مكنت در اين جزء از زمان كسى نشان نداده است و سابق بر اين در تواريخ ذكر شده است .
تمام دولت ايشان از تجارت است و صنايعى كه هر روزه به سهولت اسباب اختراع كرده « 4 » و به اكناف بلاد مىبرند و كشتىها از زر خالص بعوض آن
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : دارد .
( 2 ) - نسخهء اصل : فايده ، و مجلس : بفايده .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : گرامى و بهتر است .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : اسباب تازه اختراع مىكنند .