اين جانب آنچه لازمهء تواضع و مقتضى تعارف بود در شكرانهء نعمت و مرحمت پادشاه به عمل آورده بيانهاى خوب نموده عرايض پختهء صحيح با شهريار نمودم كه بسيار بسيار پسند افتاد . چون ميرزا ابراهيم شيرازى همراه بود گفتگوى ما را آنچه به او مىگفتيم ترجمه كرده بطور بسيار خوش عرض مىنمود . ساعتى به همين طريق در اوطاق ايستاده گفتگو نموديم و بعد مرخص شده به منزل مراجعت نموديم .
الحق پادشاهى مهربان و بسيار متواضع به نظر آمد . سن پادشاه از هشتاد گذشته است و شش سال بود كه پادشاهى كرده سلسلهء ايشان از سلاطين نمسه ميباشند و مدت صد و هفت سال است كه سلطنت انگلند در آن دودمان است تفصيل اين معنى چنان است كه سلاطين پيش كه از اين طبقه « 1 » بودند و آخر ايشان شارل اول « 2 » بود و او مردى سفاك بود و ميخواست كه قانون مشورت و كانثيل را در ميان برداشته به رأى خود متكفل شود .
جمعى متحد شده سرش را بريدند . چون از نسل او پسرى ديكر باقى مانده بود پسرش را بعد از پدر پادشاه كردند . آن پسر فوت شده سلسلهء ايشان منقرض گرديد . چون سلطانى در ميان ايشان باقى نبود در كتب و تواريخ گذشتهشان ملاحظه كردند كه سلاطين نمسه چند پشت قبل از اين دخترى
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : غير از اين طبقه .
( 2 ) - جاى اسم در هر سه نسخه خالى است و آقاى فرمانفرمائى اضافه كردهاند .
در رموز السياحه نيز چنين است . . . سلاطينى كه پيش از اين طبقه بودهاند آخر ملوك ايشان چارلس بود . . . » .