و شب دوشنبه بخانهء مسزور نان اسمس « 1 » كه يكى از زنان معتبر بوده مهمان گشته ليدى مشار اليه را يك نوع خصوصيت و محبت باينجانب ميبود كه دخلى بساير زنان اكابر نداشت . الحق بسيار بسيار خوشگل و معقوله و مطبوع بوده در آنشب محفلى از خواص آراسته بعضى از زنان و مردان خوشصحبت را در آن مجلس طلبيده بسيار خوش گذشت
و يوم سهشنبهء بيستم به جهت ابتياع آلاتى كه آب از قعر صد ذرع چاه به سهولت و آسانى بر روى زمين جارى ميسازند به دكان استادى رفته يكدستگاه از آن اسباب را به قيمت سيصد تومان خريدارى نمود كه
خريدن تلمبه
انشاء اللّه به نجف اشرف رسانيده كه مجاورين آنحضرت منبعد به سهولت آب از آن چاههاى عميق كشيده حقير را از دعاى خير فراموش ننمايند .
و از آنجا به خانه [ اى ] رفتيم كه استادى ماهر از سنگ مرمر و سماق و ساير احجار صورتهاى بسيار خوب مىكشيد . صنايع آن استاد را تماشا كرديم .
و شب چهارشنبه به خانه مستر منى « 2 » داكتر مهمان گشته جمعى از دختران ماه روشن به آوازهاى دلكش نغمهسرائى كرده ساز ارغنون را بقانون خود مىنواختند . بسيار آنشب خوش گذشت .
و يوم چهارشنبهء بيست و يكم به دربار پادشاهى رفته و قاعدهء پادشاه آن مملكت چنان است كه اگر كسى غريب آن مملكت بوده و
هامش
( 1 ) -M . V . Smith- ف نسخهء اصل و مجلس مستر . . . و غلط است
( 2 ) - در هر سه نسخه : مستر مستى .