تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
صانعين آن مملكت حاصل كرديم و با وصف اينكه دانستم آن تصاوير مصنوعى است باز از هر صورت به صورت ديگر كه ميرسيدم يقين ميكردم كه انسان است باز كه ملاحظه ميشد تصوير بود . بعد از چند دقيقه كه گردش در آن خانه كرديم جمعى از بزرگان مملكت به تماشاى آنجا آمده تصاوير و اشخاص ناظرين در يكديگر متفرق گشتند و درهم گرديده بعضى را كه خيال تصوير ميكرديم ميگفتيم با يكديگر كه فلانى تصوير را عجب ساخته است متحرك كه ميشد ميدانستم آدم است و بعضى تصوير را ميگفتم آنشخص را نگاه كنيد كه چگونه ايستاده و لباسش چون است . نزديك كه ميرفتم تصوير بود . غرض آنشب هوش از ما زايل گشته بود كه بهيچ‌وجه شبيه و مشبه را فرق نميكرديم . و اين معنى صحبت است كه كسى باور نمىكند و حمل آن را بر اغراق خواهند كرد ولى صنايع فرنگ زياده بر اينها است .

در حضور ملكه

بارى در آنشب تماشاى عجيبى شده و از آنخانه بيرون آمده بقصر ملكه رفتيم . قصرى در كمال آراستگى و مجلسى در كمال زينت و پيراستگى . اوضاع سلطنت و بزرگى در آنجا مهيّا و آماده . جمعى از بزرگان مملكت در خدمت ايستاده . بعد از ورود در مجلس مادر ملكه « 1 » و عمهء ملكه كه همشيرهء پادشاه باشد ما را استقبال نموده كمال تعارف و ميهمانى را معمول داشته آنچه لوازم تواضع بود از ما نيز بظهور رسيد و اسم ملكه و كتوريه است . سن او هفده سال رسيده پدرش برادر پادشاه است كه
هامش
( 1 ) - مؤلف بجاى وليعهد ملكه خطاب مىكند . ف .