پرش به محتوای اصلی

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحه 382

پدیدآورندگان:

ص۳۸۲
و از تماشاى مهوشان شهرستانى « 1 » ابدا بفكر استخلاص و رهائى نمىافتند :
ياد صياد « 2 » نمود است چه گلشن قفسم را * مرغ هم نغمه كجائى كه به بستان من آئى
فضاى آنخانه‌ها چون زمرد سبز گلهاى رنگ‌رنگ « 3 » در آن فضاى باصفا رسته ، هريك از آن طيور كه آشيانشان دلكش آمده بر آن درختان جسته و نغمه‌سرا گشته و هر كدام را خيال سبزه در خاطر تفرج دميده بر آن ديباى مخمل‌آسا آرميده و هريك را كنج قفس خالى از اغيار و ناكس پسند آمده در كنج قناعت خزيده و به بستر تنهايى و قناعت غلطيده :
خوشا مرغى كه در كنج قفس با ياد صيادش * چنان خرسند بنشيند كه پندارند آزادش
انواع و اقسام بازهاى شكارى و طيور زياده از دويست قسم در آنجا به نظر رسيده هريك را تركيبى غريبى « 4 » و هيكل « 5 » عجيب ميبود و تا اينكه آدمى به چشم خود نبيند و تماشاى آن غرايب نكند نمىتواند اشكال و اقسام آن حيوانات و طيور را نوشت . غرض اينكه بعد از تماشاى آن حيوانات و طيور تماشائيان در
پاورقی
( 1 ) - چنين است در اصل و مجلس : در نسخهء ديگر شبيه به « شهر آشنائى » نوشته شده است ( 2 ) - در اصل و مجلس : باز صياد . ( 3 ) - در نسخهء اصل و مجلس رنگارنگ . ( 4 ) - نسخهء - نفيسى : تركيبى غريب - نسخهء مجلس : تركيب غريب . ( 5 ) - نسخهء نفيسى : هيكلى .