تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
يوم پنجشنبه بيست و يكم وقايعى كه قابل باشد واقع نگشته . يوم جمعه بيست و دويم قبل از طلوع آفتاب نماز صبح را نموده در منزل خود نشسته بوديم كه قريب به ظهر آواز همهمه به گوش ما رسيده از دريچه‌هاى عمارت نگاه بكوچه نموده مترددين را ديده كه آثار و تشويش « 1 » غريبى در ايشان ظاهر است . اول بتصور اينكه شايد روز جمعه مىباشد بعد كم‌كم اضطراب ايشان زياده گشت . زنها در كوچه‌ها بدون ستر بشدت ميدويدند و مردها از خوف جان چون بيد بر خود ميلرزيدند و هراسان قدرت رفتار نداشتند ، در كوچه و بازار بر روى يكديگر غلطيده اطفال خوردسال [ كذا ] را مادرها يكى بر دوش و يكى بر كتف و ديگرى در سربازگيرى و پريشانى مردم بغل گرفته و بعضى را چادر زنانه و پاره [ اى ] را در نطع « 2 » گوسفند و گاو پنهان كرده و برخى را در مأكولات و ملبوسات مستوى « 3 » ساخته از خانه به خانه و از بام به بام ديوانه‌وار خود را انداخته و صداى شيون از هر گوشه بيرون آمده بطريقى كه دل سنگ خاره كباب ميشد . از هرطرف آواز وا ولدى و وا اخوتى به آسمان ميرسيد . جمعى از سپاهيان ديدم كه دويدند و داخل خانه شدند . بعد دو سه طفل چهار ساله و دو نفر پيرمرد بيچاره و دو جوان نوخواسته [ كذا ] بازوهاى ايشانرا بريسمان بسته و جمعى زنان با مويهاى پريشان و لباس‌هاى چاك‌چاك خاك بسركنان در عقب ايشان نوحه‌كنان ميرفتند . از مشاهده اين احوال انقلابى در حالم بهمرسيده و
هامش
( 1 ) - نسخه مجلس و نسخهء ديگر : آثار تشويش . ( 2 ) - نطع : بساط و سفرهء چرمى . ف . ( 3 ) - نسخه مجلس : مستور و مستوى .