سركار اقدس پاره [ اى ] ايشانرا دلدارى داده به امداد مجدد و اعادهء تهيهء لشكر در ثانى ايشان را مستمال و مستظهر گردانيد . پس از
دلدارى فرمانفرما
ورود لشكر شكسته به شيراز سركار اقدس امناء دولت را جمعآورى فرموده و مجلس مشاوره آراستند كه در تدارك و تلافى آن چشمزخم چه بايد كرد . حضرات فارسى از قبيل ايلخانى و ميرزا محمد على كه به علت جراحات قديمه چنين روزى را از حضرت رب العزه طالب بودند ، ساير فارسيان را فريفتهء خود گردانيده در مخالفت و نمكبحرامى همداستان گرديدند و ميرزا محمد على وزير كه كمال وثوق و اعتماد را سركار اقدس بوى داشتند مدتى بود كه در خفيه با مرحوم نايب السلطنه اظهار ارادت غايبانه مينمود و نيز پس از فوت خاقان در دار السلطنه اصفهان توقف نموده رسل و رسايل او بطهران رفته در دولت محمد شاهى نان خود را در تنور تزوير و حيله پخته بود .
قبل از اينكه سركار اقدس در مجلس مشاورتى تشريف آورند ، اينجانب را در خلوت طلبيده فرمودند كه در عواقب امور و مصلحت حال جمهور به خيال تو چه ميرسد . عرض كردم كه بعد از اين مقدمه
نظر مؤلف راجع به كار
و چشمزخمى كه واقع گشته مردانگى و مآلانديشى ، تهيه عليحده و اعادهء تازه را مقتضى است بايد از هر گوشه ساز لشكر و تهيهء سپاه نمود .
اگر خداوند عالم نصرت كرامت فرمايد فبها و الا در نزد عقلا آدمى را خجالتى نخواهد بود و اگر شما بخواهيد كه به تصورات باطله
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص١١٠