ناروا و نامشروع دريافت كرد بنابراين اگر شما حقى در خلافت داشتيد پولش را پيش از اين گرفتهايد « 1 » » .
منظور منصور از اين ياوهگوييها و مغلطهكاريها اين بود كه پيراهن خلافت را كه بناحق پوشيده بود همچنان نگه دارد زيرا انقلابى كه براى واژگونى حكومت اموى برپاى شد در راه حمايت از علويان صورت گرفت تا خلافت به آنها بازگردد و بنى عباس هيچ حقى در اين باره نداشتند .
( 1 )
نادانيهاى لامنس
لامنس مستشرق از جمله كسانى است كه كرامت اسلام را مورد حمله قرار داده و تهمتهاى ناروائى به آن چسبانده و بمردان بزرگ و ياران اسلام طعنهائى وارد ساخته است كه ما برخى از تهمتهاى او را در مورد صلح امام بيان داشتيم ، او دربارهء زنان امام چنين نوشته است :
« وقتى كه حسن بسنين جوانى رسيد دوران شبابش را به گرفتن و رها كردن زنان گذرانيد چنان كه زنان او را تا يكصد نفر نقل كردهاند و بر اثر اين اخلاق نادرستش او را طلاق دهنده نام نهادند . او با چنين كارهائى پدرش را دچار گرفتاريهاى فراوانى كرد و در اين راه اسراف و ولخرجى زيادى ميكرد و به هر يك از زنانش خانه و خدمتكار و دم و دستگاهى اختصاص ميداد و در روزگار خلافت پدرش كه فقر همه جا را فرا گرفته بود ثروت زيادى در اين راه خرج ميكرد » « 2 » .
لامنس اين حرفها را از مورخان جيرهخوارى مثل مدائنى
هامش
( 1 ) - صبح الاعشى 1 / 233 ، جمهرة رسائل العرب 3 / 92
( 2 ) - دائرة المعارف 7 / 400