و نميتواند قابل اعتبار و اعتنا باشد .
( 1 )
دروغپردازى منصور
به گمان قوى نخستين كسى كه امام حسن را به داشتن زنان زياد متهم كرده منصور خليفهء عباسى بوده است و مورخان اين خبر را از او آوردهاند زيرا منصور از قيامها و انقلابهاى بنى حسن دردى فراوان بدل داشت و حكومتش را از انقلاب آنها در خطر ميديد و گروهى فراوان از آنان را بدين جهت كشت و بزندان انداخت . وقتى كه منصور عبد اللّه بن حسن را دستگير كرد در برابر مردم خراسان خطبهاى خواند و بنى هاشم را ناسزا گفت و نسبت به امير المؤمنين و فرزندانش جسارت ورزيد و اين تهمت را هم به امام حسن زد .
متن گفتهاش اين بود :
« ما پسران أبي طالب را به خلافت واگذاشتيم و بخدائى كه جز او خدائى نيست در كار خلافت با آنها نه كم و نه زياد معارضه نكرديم ، على بن أبي طالب بخلافت رسيد ولى پيروزى نيافت و حكمين را تعيين كرد و آنها بزيانش رأى دادند و در ميان مردم اختلاف افتاد و پراكندگى بوجود آمد تا اينكه ياران و شيعيان مورد اعتمادش بر او تاختند و او را كشتند ، پس از او حسن بخلافت رسيد به خدا قسم او كسى نبود كه مالى به او عرضه شود و بپذيرد و معاويه با او دسيسه كرد و گفت خلافت را پس از خود به او واگذار خواهد كرد و او را از خلافت كنار زد و حسن هم بزنان روى آورد و يك روز زنى ميگرفت و روز ديگر زنى را طلاق ميداد تا آنكه در بستر بيمارى جان سپرد » « 1 » .
گفتار منصور دروغها و تهمتهاى زيادى را در بر داشت به اين شرح :
هامش
( 1 ) - مروج الذهب 3 / 226