( 1 ) 4 - در نادرستى اين خبر ساختگى كه گفتهاند امير المؤمنين بمردم ميفرمود دخترانتان را به حسن ندهيد كه او طلاق ميدهد بايد گفت اگر حضرت على اين سخن را گفته باشد يا امام قبلا فرزندش را از اين كار بازداشته و حسن ( ع ) بسخن پدر توجه نكرده و امام مجبور شده كه اين سخن را روى منبر بهمهء مردم اعلام دارد و يا امام قبل از اين نهى ، كراهت طلاق را به پسرش اعلام نداشته و ناراحتى خود را ابراز نكرده است و در هر دو صورت چنين مسألهاى بعيد خواهد بود .
در صورت اول از امام حسن ( ع ) چنين نافرمانى و مخالفتى بعيد است زيرا حسن ( ع ) از خاندان پاك و بىگناه پيامبر است و پيغمبر به وسيلهء او هم با كفار مباهله كرده و چگونه چنين فردى از دستور پدرش و امامش سر مىپيچد ؟
در صورت دوم هم اين نظر نادرست است كه امير المؤمنين كراهيت طلاق را به فرزندش بيان نداشته باشد و بعد آن را بر روى منبر و با حضور گروهى از مسلمانان ابراز كند و فرزندش را كه جانشين او و شريك در امتياز آيهء تطهير است در برابر دشمنان تحقير نمايد ، علاوه بر اين اگر طلاق دادن در اسلام جايز است چرا على آن را نهى كند و اگر جايز نيست چگونه امام حسن آن را مرتكب مىشده است ؟
ما ترديدى نداريم كه اين خبر ، ساختگى است و دشمنان امام آن را پرداختهاند تا روش روشن امام را بدين وسيله لكهدار سازند در صورتى كه سيرهء امام از روش پيامبر و امير المؤمنين به خوبى حكايت مىكند .
( 2 ) 5 - يك خبر مجعول ديگر حاكى است كه پس از مرگ امام حسن گروهى زياد از زنان در تشييع جنازهاش با سوگوارى و ناله شركت كردند و مىگفتند ما همگى زنان امام بودهايم « 1 » ، نادرستى
هامش
( 1 ) - بحار الانوار