اينها دلايل كسانى است كه كثرت زنان امام را نفى مىكنند البته استدلال آنها خالى از ضعف هم نيست .
( 1 ) اما وقتى كه بدرستى دربارهء زندگانى امام تحقيق و بررسى مىكنيم به اين نتيجه ميرسيم كه مسأله كثرت زنان امام ، سخنى دروغ و ساختگى و از ساحت امام و واقعيت بدور است و براى اثبات اين نظر بايستى روايات مربوطه را بيان و سند آنها را وارسى كنيم زيرا قبول هر روايتى بچنين بررسيهائى نيازمند است ، راويان در تعداد زنان امام اختلاف فراوانى دارند بعضى تعداد آنها را هفتاد و بعضى نود و عدهاى دويست و پنجاه و بالاخره گروهى سيصد نفر ميدانند ، روايتهاى ديگرى هم آمده است كه اندك و غير قابل اعتناست . مهم اين است كه دربارهء سند اين روايات بحث كنيم و نفى و اثبات آنها را مورد بررسى قرار دهيم :
( 2 ) روايت نخستين را ابن ابى الحديد و ديگران نقل كرده و آن را از على بن عبد اللّه بصرى مشهور بمداينى كه در سال 225 هجرى مرده است گرفتهاند « 1 » .
اين شخص در نقل روايات ضعيف بوده ، چنان كه مسلم در صحيحش از او خبرى نياورده « 2 » و ابن عدى هم در كامل او را ضعيف دانسته و دربارهاش گفته است ( او در نقل حديث ، قوى نبوده و رواياتى كه آورده سند درستى نداشته است « 3 » ) .
و اصمعى به او گفته است ( تو اسلام را به پشت سرت انداختى ) « 4 » .
او از ياران نزديك ابو اسحاق موصلى بود و از اموال او بهره مىبرد چنان كه احمد بن ابى خثيمه ميگويد ( پدرم و يحيى بن معين و مصعب
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد 4 / 8
( 2 ) - ميزان الاعتدال 3 / 138
( 3 ) - لسان الميزان 4 / 252
( 4 ) - ميزان الاعتدال 3 / 139