تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
گفت ( در تعدد زنها اسرافى نيست ) ( 1 ) و خليفهء دوم گفت ( من زن مىگيرم ولى حرصى در زناشوئى ندارم و با آنها مىآميزم ولى شهوتى در اين مورد ندارم ) به او گفتند پس چرا زن ميگيرى ؟ گفت براى آنكه پيروان فراوانى براى پيامبر بياورم . بگفتهء تاريخ مغيرة بن شعبه هزار زن گرفت « 1 » و امير المؤمنين ( ع ) چهار زن و نوزده فرزند داشت « 2 » . اين شيوه مربوط به اسلام بود اما پيش از اسلام ، گويند كه سليمان بن داود هفتصد زن آزاد و سيصد كنيز داشت و پدرش داود يكصد زن آزاد و سيصد كنيز گرفته بود در اين صورت زيادى زن در شريعت اسلامى مانعى ندارد و نميتوان امام را در اين باره سرزنش كرد . 2 - امام از آن جهت زنان فراوانى گرفت تا وابستگان زيادى پيدا كند و قدرت و حشمت يابد و در برابر بنى اميه كه براى نابودى بنى هاشم و در هم شكستن قدرت آنها تلاش مىكنند نيروئى بيابد . 3 - پدرهاى دختران ، خودشان دختران خود را به امام عرضه مىداشتند و اصرار ميكردند كه امام آنها را بگيرد تا بدين وسيله شرافتى را دريابند و به فرزند پيامبر كه سبط اكبر و پيشواى جوانان بهشت است تقرب جويند ، آنها مىديدند ابو بكر كه از مردم عادى عرب بود وقتى كه دخترش عايشه را به پيامبر داد بمقام و شرفى بزرگ رسيد و مقام والائى در ميان مسلمانان پيدا كرد ، آنها هم دخترانشان را به امام پيشنهاد مىكردند تا بافتخار خويشاوندى پيامبر نائل شوند . اين دلايل كسانى بود كه كثرت زنان امام را توجيه ميكردند ، كسانى هم كه اين مسأله را نفى ميكردند چنين دليل مىآوردند : ( 2 )

1 - كراهت شرعى طلاق

طرفداران كثرت زنان امام مىگفتند كه امام زنانش را پس
هامش
( 1 ) - استيعاب 4 / 370 ( 2 ) - شرح الشفاى على قارى 1 / 208