از مدت كوتاهى طلاق ميدهد در صورتى كه اسلام ، طلاق را نمىپسندد و مبغوض ميدارد و رواياتى فراوان دربارهء ناپسندى طلاق آمده است چنان كه وقتى پيامبر فهميد كه ابو ايوب ميخواهد زنش را رها كند فرمود طلاق ام ايوب گناه است . و امام صادق فرمود خداوند خانهاى را كه در آن عروسى شود دوست دارد و از خانهاى كه در آن طلاق صورت گيرد بيزار است و چيزى از طلاق در پيش خدا مبغوضتر نيست و آن حضرت فرمود از كارهاى حلال هيچ چيز بمانند طلاق مورد خشم خدا نيست و خداوند مرد طلاق دهندهء هوسباز را دوست نميدارد .
و نيز فرمود زن بگيريد ولى طلاق ندهيد زيرا طلاق عرش خدا را بلرزه مىاندازد « 1 » . با وجود چنين كراهتى چگونه امام زنانش را رها ميكرد و در اين باره زيادهروى ميكرد ؟
( 1 )
2 - منافاة با روش امام
بديهى است كه امام ، بردبارترين مسلمانان و نمونهء برتر اخلاق نيكو است و معلوم است كه طلاق با چنين اخلاقى مخالف است زيرا دل زن مىشكند و شخصيتش خوار و ناچيز مىشود و اين كار با روش امام مغاير است زيرا امام اشتياقى فراوان دارد كه مردم را شادمان سازد و از هر گونه بدى و اذيتى نسبت بهر انسانى بر كنار است .
( 2 )
3 - بىتوجهى به زن خواهى
امام وقت خود را به پرستش پروردگار و تعبد و تهجد مىگذراند و هميشه به خدمت مردم و اصلاح كار آنها مشغول بود تا بمردم خير و سعادت برساند و آنها را از بدبختى و گمراهى برهاند در اين صورت براى او وقتى باقى نمىماند كه بمعاشرت زنان زياد بپردازد .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة 15 / 267 - 268