معذور است ، من با حضور شما و مردم در مسجد الحرام سخن ميگويم و ممكن است يكى از شماها در برابر مردم سخنم را تكذيب كند ولى از حالا بشما ميگويم به خدا قسم اگر يكى از شما بخواهد يك كلمه در رد من سخن بگويد شمشيرها بر سرش فرود خواهند آمد ، پس هر كس مسئول جان خودش خواهد بود .
( 1 ) بعد رئيس نگهبانانش را احضار كرد و به او گفت بر بالاى سر هر كدام از اينها دو نگهبان بگمار كه با شمشير بالاى سرشان بايستند و هر كدام خواستند يك كلمه در تصديق و يا تكذيب من بگويند فورى گردنشان را بزنند .
بعد با آنها به مسجد الحرام رفت و بر منبر جاى گرفت و خداى را ستايش و سپاس گزارد و بعد گفت :
اينها پيشواى مسلمانان و نيكمردان مؤمنانند كه بدون خواست آنها كارى نمىكنم و بدون مشورتشان تصميمى نمىگيرم اينها به قبول بيعت يزيد راضى شدند و بنام خدا با يزيد بيعت كردند « 1 » .
معاويه با اين تهديدهاى هراسناك و دروغهاى بزرگ مردم را بقبول بيعت يزيد وادار كرد و پردهء حرمت اسلام را دريد و مسلمانان را به فتنه و بلاى بزرگى گرفتار كرد .
( 2 )
عايشه و بيعت يزيد
عايشه با اين بيعت ناخجسته هيچ مخالفتى نكرد و اقدامى بر ضد چنين مصيبت بزرگى كه مسلمانان را گرفتار كرد بجا نياورد . بيعتى كه پردهء حرمت اسلام و مسلمين را در هم دريد بلكه معاويه را در انجام اين كار راهنمائى كرد و به او سفارش نمود كه با مخالفان مدارا كند و به نرمى رفتار نمايد تا آنها هم مخالفت خود را كنار گزارند و فرمانش را بپذيرند و بصراحت گفت « با مخالفان مدارا كن
هامش
( 1 ) - كامل ابن اثير و كتابهاى ديگر