تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
گروه مهاجر و انصار پايدار باشيد ، اكنون زخم پراكندگيها بهبود يافته و حق بر باطل پيروز شده ، پس كسى شتاب نكند و نپرسد كه عدالت كجاست و چگونه است تا اينكه فرمان خداوند برسد و بدانيد كه امر الهى بوقوع مىپيوندد ، آگاه باشيد كه خضاب زنان حناست و خضاب مردان خون است و پايدارى بهترين سرانجام نيك كارها را بدنبال دارد بسوى جنگ بشتابيد و پيمان خدا را نشكنيد و پراكنده و ناتوان نباشيد كه امروز را روز پيروزى در پى خواهد بود . ( 1 ) معاويه پس از بيان سخنان زرقاء بشدت خشمگين شد و با غضب و غيظى گلوگير به زرقاء گفت : - به خدا قسم اى زرقاء در همهء خونهائى كه على ريخت تو هم شريكى . - خدا بشارتت را نيكو و سلامتت را ادامه دهد و هر كس را كه مثل تو بشارت بخير دهد و همنشينش را شادمان سازد . - تو از اين سخن خوش‌حال شدى ؟ - بلى به خدا قسم ، سخنت مرا شادمان كرد ، چگونه ميتوانم از تصديق كردارم شادمان نباشم ؟ معاويه از وفاى آن بانو نسبت بمولايش بشگفت آمد و گفت : - به خدا قسم وفاى شما را نسبت به على پس از مرگش از دوستيش در زمان حياتش بهتر ميدانم ، اكنون حاجتت را بگو . - من خودم را وادار كرده‌ام كه چيزى از امير كه بر او دشوار باشد نخواهم ، ولى بدان كه على پيش از درخواست مىبخشيد و بدون نياز بردن بخشش ميكرد . - راست گفتى . سپس دستور داد قطعه زمينى به او ببخشند و جايزه‌اى به او بدهند و بخاندانش بازش گردانند « 1 » .
هامش
( 1 ) - بلاغات النساء طيفور چاپ نجف ص 32 ، صبح الاعشى ، مستطرف