( 1 ) - اى بندگان خدا ، پروردگارتان را دوست بداريد و به خلفاء او پناه ببريد .
- چگونه به تو پناه ببرند ، تو سنت خدا را تعطيل كردى و پيمانها را شكستى ، چنان كه اكنون جامعه در گودالى سياه و بويناك فرو افتاده و ناگواريها بر آن ميتازد و ميثاقها در هم شكسته مىشود .
معاويه بخشم آمد و فرياد زد :
- اى صعصعه اگر بر زمين بيفتى بهتر است كه انديشهء سست و ناتوانيت را ابراز كنى ، اگر ميتوانى حسن بن على ( ع ) را متعرض شو كه قصد دارم بدنبالش بفرستم .
- به خدا قسم ، نياكان آنها از شما بزرگوارترند و آنها حدود خدا را بهتر از شما زنده ميدارند و به پيمان خود وفادارترند و اگر بدنبالش بفرستى او را در انديشهاش استوار و در كارش محكم و در بزرگواريش نجيب مىيابى او به تيزى زبانش ترا ميگزد و چنانت مىكوبد كه توانائى انكار نخواهى داشت .
سخن صعصعه ، معاويه را بىتاب كرد و با تهديدى شديد گفت :
- ترا از جايگاه آسايشت برمىكنم و در سرزمينها آوارهات مىكنم .
- به خدا قسم زمين خدا وسيع است و دورى از تو موجب آرامش است .
- به خدا قسم ، حقوق تو را قطع مىكنم .
- اگر اين كار از دستت مىآيد كوتاهى مكن ، بخششها و بزرگواريها و عنايت نعمتها در ملكوت آسمانها بدست خداوندى است كه هرگز گنجينههايش پايان نمىيابد و بخشندگيش نابود نمىشود و در داوريش ستم نمىكند .
- تو دارى خودت را بكشتن ميدهى .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 483
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٤٨٣