تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
قولى كه داده‌اى قرار بده زيرا از واجبات خداوندى هيچ چيز براى اجتماع انسانها با وجود پراكندگى انديشه و آرائشان از وفاى به ميثاق ، مهمتر و اساسىتر نيست و مشركين هم به قراردادهائى كه با يكديگر داشتند احترام ميگذاشتند و فقط به مسلمانان خيانت ميورزيدند پس در پيمانت فريبكار مباش و عهدت را سست مشمار و با دشمنت فريبكار مباش زيرا اين بدبختهاى نادانند كه به خدا جسارت ميورزند و پيمان مىشكنند و خداوند پيمان و عهدش را موجب امنيت بندگانش قرار داده است تا در سايهء آن آرامش يابند و جوار رحمتش را دريابند » . ( 1 ) اسلام در مورد رعايت پيمانها و اجراى شرايط و لزوم وفاى به آنها و خوددارى از پيمان‌شكنى چنين فرمانهائى ميدهد و اكنون بشرايط صلحى كه بين امام و معاويه بسته شد نگاه مىكنيم تا ببينيم دو طرف دربارهء آن چه كردند ؟ اما شرطى كه بعهدهء امام بود و مىبايست آن را رعايت كند فقط اين بود كه بر ضد معاويه برنخيزد و امام هم تا آخر عمر به اين شرط وفا كرده در صورتى كه پس از آنكه معاويه به آشكار ، پيمان‌شكنيش را اعلام داشت گروهى از شيعيان بحضور امام آمدند و پيشنهاد كردند كه اكنون بايستى بر ضد معاويه قيام كنيم ولى امام هرگز حاضر نشد پيمان خود را با وجود خيانت معاويه بشكند و پس از آنكه امام از كوفه بمدينه رفت بزرگان شيعه از حضرتش خواستند كه بجنگ معاويه برخيزد و قول دادند كه شهر كوفه را تصرف كنند و فرماندار معاويه را بيرون برانند ولى امام پيشنهادشان را نپذيرفت و چنان كه پيش از اين گفتيم آنها را بشكيبائى دعوت فرمود . ولى معاويه بر عكس به پيمانش خيانت ورزيد و سوگندهايش را زير پا گذاشت و وعده‌هايش را تكذيب كرد ، با آنكه سوگندهاى بزرگى ياد كرده و قولهائى صريح و قطعى داده بود كه به معاهداتش